حسين قرچانلو

223

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

بلاق ، از شهرهاى نوبه و جزيره‌اى است در ميان رود نيل . اين شهر باره‌اى از سنگ دارد . « 1 » ادريسى در قرن ششم هجرى در وصف بلاق مىنويسد : از شهرهاى سرزمين نوبه و ميان آن و رود نيل دو ذراع [ البته ذراع دست نيست و احتمالا مقياس ديگرى است كه مقدار آن معلوم نيست ] فاصله است . مردمش متمدن و خوراكشان خوب است . گندم را از جاهاى ديگر به آنجا مىآورند . جو و ذرت را خودشان كشت مىكنند و نزد آنها بسيار است . شهر بلاق جاى گردآمدن بازرگانان نوبه و حبشه و بازرگانان سرزمين مصر است . آنها به آنجا مسافرت مىكنند و در آنجا در صلح و آرامشند . لباس مردم بلاق شلوار و پيراهن است و زمينهايشان را با آب نيل و آب نهرى كه از سرزمين حبشه مىآيد آبيارى مىكنند . « 2 » ياقوت مىنويسد : بلاق شهرى است در پايان صعيد مصر و اول بلاد نوبه و مرز ميان اين دو ناحيه است . « 3 » بجه منطقهء وسيعى ميان نوبه و سواحل بحر احمر است و در شمال شرقى سودان امروز قرار دارد . مردم بجه كه به سرزمين مصر تاخت و تاز مىكردند و مانع بردن طلا از معادن آنجا مىشدند ، چنان رعب در دل مردم ايجاد كرده بودند كه مسلمانان معادن را رها كرده و گريخته بودند . خليفه متوكل عباسى براى حل اين مشكل ، محمد بن عبد الله قمى را به معدن مصر - كه در جنوب اين سرزمين قرار داشت فرستاد و او را بر قلزم ولايت داد . قمى از قلزم به بجه رفت و بر پادشاهان دست يافت كه پيش از اين ، شرح آن گذشت . « 4 » شاه بجه در 241 ق به سامره رفت و با او به قرار خراج و بقط « 5 » صلح كردند و او را با قمى بازگردانيدند . مردم بجه از اين صلح خوشحال شدند و خراج ادا كردند و ديگر مانع كار مسلمانان در معدن طلا نشدند . « 6 » به نوشتهء ابن خرداذبه ، در بالاى مصر نوبه و بجه و حبشه قرار دارد كه عثمان بن عفّان بر چهارصد رأس گوسفند با آنان در سال صلح كرد . « 7 » يعقوبى مىنويسد : از علاقى تا سرزمين بجه بيست و پنج منزل راه است .

--> ( 1 ) . البلدان ؛ ص 113 . ( 2 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 38 . ( 3 ) . معجم البلدان ؛ ج 1 ، ص 478 . ( 4 ) . ر . ك . : ص 217 همين كتاب . ( 5 ) . بقط ( baqt ) ، قماش و متاع خانه ، برده - فرهنگ نفيسى ( ناظم الاطباء ) ؛ ج 1 ، ص 624 . ( 6 ) . فتوح البلدان ؛ ص 342 - 343 . ( 7 ) . المسالك و الممالك ، ص 64 .