حسين قرچانلو
216
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
شده بود . راه كاروانرو شرقى ، كوش را به بنادر درياى سرخ و تجارت اقيانوس هند ، راه شمالى ، كوش را به مصر زير سلطهء يونانيان و سپس روميان و جنوب اروپا ، و راه جنوب شرقى كوش را به كوهستانهاى اتيوپى و امپراتورى اكسوم ( پس از سال 100 ميلادى ) مربوط مىكرد . شواهدى نيز در دست است كه راه ديگرى در مسير غربى ، كوش را به نيجر وصل مىكرده است . سرانجام ، در روزگاران بعد ، كوش مانند ديگر تمدنهاى باستانى به دست فراموشى سپرده شد . « 1 » امپراتورى اكسوم ( يا حبشه ) دومين تمدن برجستهء سرزمينهاى ماوراى مصر ، تقريبا همزمان با تمدن كوش يا نوبه پديد آمد . دربارهء ارتباط اتيوپى و تمدنهاى جنوب غربى عربستان ، تورات داستان ديدار ملكهء سبا و حضرت سليمان را به طرز زيبا و دلكشى بيان مىكند . بر طبق يك افسانهء اتيوپيايى ، بلقيس يا ملكهء سبا ، در يكى از سالهاى قرن دهم پيش از ميلاد ، با خدم و حشم و هداياى فراوان به نزد حضرت سليمان ( ع ) به اورشليم مىرود و پس از مدتى ، با يك فرزند پسر از حضرت سليمان به موطنش بازمىگردد . اين پسر ، به نام منليك ، بنيانگذار سلسلهاى مىشود كه تا اين اواخر در اتيوپى حكومت مىكرده است . اين افسانه تا حدودى به يك جامعهء نيرومند اشاره مىكند كه تا قرن پنجم ق . م در امتداد ساحل اقيانوس هند و در سرزمين پست شمال شرقى اتيوپى وجود داشته و چيزهاى بسيارى از عربستان جنوبى گرفته بوده است . به مرور زمان ، پس از قرن چهارم پيش از ميلاد ، فرهنگ يونانى - رومى جاى فرهنگ اتيوپى - سبايى را گرفت . « 2 » سرانجام ، روميها كه به لحاظ تجارت بخور هواى تسخير عربستان جنوب غربى را در سر داشتند ، پس از يك لشكركشى ناموفق توجه خود را به مصر معطوف كردند و بر آن مملكت متمدن و پرثروت دست يافتند . آنان بتدريج در هر دو ساحل غربى و شرقى بحر احمر پيش رفتند و تجارت بخور را در آنجا در معرض تهديد قرار دادند و سرانجام در نيمهء نخست قرن اول ميلادى ، تجارت هند را با مصر از طريق راه دريايى بحر احمر و سپس روابط مستقيم روم را با حبشهء افريقا ( اكسوم ) كه
--> ( 1 ) . همان ؛ ص 41 - 42 . ( 2 ) . ر . ك : تاريخ افريقا .