حسين قرچانلو
215
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
در دورهء امپراتورى ميانهء مصر ، پس از سال 2000 پيش از ميلاد زير نفوذ مصر قرار گرفتند . آمنوفيس اول ( 1962 - 1991 ق . م ) ، فرعون مصر ، با تسخير واحات « 1 » ، شمالىترين ايالت نوبه قديم ، اين فتح را آغاز كرد و تقريبا از اين زمان است كه نوبه شمالى در اسناد مصرى ، كوش خوانده شده است . با پايان يافتن قدرت هيكسوسها و ظهور امپراتورى جديد در مصر ، لشكركشى به سوى جنوب از سرگرفته شد و پيش قراولان توتموسيس « 2 » اول ، فرعون فاتح و بزرگ مصر ، به مناطق دوردست جنوب رفته و مرزهاى امپراتورى را تا كورگوس « 3 » ، ميان آبشار چهارم و پنجم رود نيل ، گسترش دادند . آنان ممكن است تا منطقهء خارطوم امروز نيز پيش رفته باشند . از 1500 تا 800 ق . م بيشتر مردم نوبه ، مركب از دو ايالت خراجگزار واحات و كوش ، تحت نظارت و زير سلطهء مستقيم مصر قرار گرفتند . « 4 » با وجود اين ، مردم نوبه متمايز از مصريان باقى ماندند و افكار و رسوم خود را حفظ كردند . پس از انقراض امپراتورى جديد فراعنه ، در قرن يازدهم پيش از ميلاد ، هنگامى كه اميران ليبيايى در تبس ، پايتخت مصر عليا ، حكومت مىكردند ، سران كوش يا نوبه با امنيّت كامل در نوبه قدرت خويش را افزايش دادند و سرانجام ، در دورههاى بعد مصر را به تصرف درآوردند . فرعونهاى كوش مدت يك قرن بر مصر عليا و بيش از پنجاه سال بر تمام مصر حكومت كردند و تا هجوم آشوريان در مصر عليا باقى ماندند . در اين زمان ، نوبيان از لحاظ آداب و رسوم و تشريفات و معمارى و كاربرد خط هيروگليف سخت مصرى شده بودند . حملهء آشوريها به مصر در 660 ق . م موجب آشنايى كوشيها با فنّ ذوب آهن شد . تقريبا صد سال پس از عقبنشينى كوشيها از مصر ، يك تمدن جديد كوشى در يكى از شهرهاى جنوبى آن سرزمين ، يعنى مرويه واقع در صد و شصت كيلومترى شمال خارطوم ، به وجود آمد . احتمالا فشار دولت ايران و نيروى نظامى ديگرى از شمال در قرن ششم ق . م در اين انتقال مركز كوشيها از شمال به جنوب مؤثر بوده است . « 5 » از مرويه ، پايتخت كوش ، راههاى كاروانرو در جهات مختلف كشيده
--> ( 1 ) . Wahat ( 2 ) . Tutmosis ( 3 ) . Kurgus ( 4 ) . همان ؛ ص 37 . ( 5 ) . همان ؛ ص 38 - 39 .