حسين قرچانلو
206
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
مىگذشت تغيير مسير داد و از آن پس ، شهر اشمونين از رونق افتاد . « 1 » اين شهر را خارجة بن حذافهء عدوى به دستور عمرو بن عاص فتح كرد . « 2 » به گواهى بسيارى از جغرافيادانان ، اشمونين در قرن سوم هجرى از نواحى مصر به شمار مىرفته است . « 3 » يعقوبى مىنويسد : شهر اشمونين اسبان و ستوران و استرهاى برومند دارد و از شهرهاى بزرگ مصر است . « 4 » اصطخرى در وصف اين شهر مىنويسد : شهر كوچكى است ، آبادان با كشاورزى و نخل ؛ و از آنجا جامهها خيزد و در برابر اشمونين ، بر شمال نيل ، شهركى است كه آن را بوصير خوانند . مروان بن محمد آنجا كشته شده است . « 5 » صاحب حدود العالم مىنويسد : اشمونين در ساحل غربى نيل واقع شده . آبادان و خرم و با نعمت بسيار و اندر وى درخت آبنوس فراوان است . « 6 » به نوشتهء ادريسى در قرن ششم هجرى : أشمونى ( اشمونين ) شهرى كوچك ، زيبا و آباد و در آن باغها و بوستانهاست . خرما و كشت و زرع دارد و انواع حبوبات و ميوهها و نعمتها به آنجا آورده مىشود . در آنجا پارچهء بسيار معروف و خوبى بافته مىشود . « 7 » ياقوت در قرن هفتم هجرى مىنويسد : مردم مصر اين شهر را أشمونين خوانند . شهرى باستانى و آباد و تا اين زمان ( زمان ياقوت ) مسكون بوده است . اين شهر مركز ناحيهاى است به همين نام از نواحى صعيد پايين ، در مغرب نيل . « 8 » يك قرن بعد از ياقوت ، ابو الفداء أشمونين را جزو صعيد ميانه دانسته ، مىنويسد : در آن ، آثار بزرگ باستانى ، همچون ستونهاى تراشيده و غير آن است . نزديك به يك سوم مرحله از نيل فاصله دارد . غير از اين اشمونين كه شهر و ناحيهء معروفى در صعيد است ، شهر ديگرى به همين نام در مصر سفلى و نزديك دمياط است كه آن را أشمون طنّاح و أشمون الرّمّان و أشمون جريس مىخوانند . « 9 » مقريزى مىنويسد : در اشمونين چند طايفه از بازماندگان
--> ( 1 ) . دايرة المعارف فارسى ؛ ج 1 ، ص 158 و اطلس تايمز ؛ « نقشه » . ( 2 ) . فتوح البلدان ؛ ص 313 . ( 3 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 63 و مختصر كتاب البلدان ؛ ص 73 . ( 4 ) . البلدان ؛ ص 111 . ( 5 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 56 و صورة الارض ؛ جزء 1 ، ص 148 . ( 6 ) . حدود العالم ؛ ص 177 . ( 7 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 124 . ( 8 ) . معجم البلدان ؛ ج 1 ، ص 200 . ( 9 ) . تقويم البلدان ؛ ص 153 .