حسين قرچانلو

195

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

فرود مىآيد . . . شهر أسوان عظيم محكم است تا اگر وقتى از ولايت نوبه كسى قصد آنجا كند نتواند ؛ و مدام در آنجا لشكرى باشد به محافظت شهر و ولايت . مقابل شهر ، در ميان رود نيل ، جزيره‌اى است چون باغى و اندر آن ، خرماستان و زيتون و ديگر اشجار و زرع بسيار است و به دولاب آب دهند . « 1 » ادريسى در قرن ششم هجرى در وصف أسوان مىنويسد : در مرزهاى نوبه واقع است . در اينجا ، كشتيهاى مصر در نيل بالاتر نمىتوانند بروند . أسوان پايان شهرهاى صعيد بالا و شهرى كوچك و آباد و پرگندم ، با ساير حبوبات و ميوه‌ها و دانه‌هاست . در آنجا انواع گوشت ، از جمله گوشت گاو ، شتر ، بز و گوسفند با نرخهاى ارزان فراوان است و از آنجا ، كالاهاى بازرگانى به سرزمين نوبه صادر مىشود . برخى گمان مىكنند كه مردم اين ناحيه رومى و بر دين نصارا هستند ؛ زيرا از روزگار قبطيان و قبل از ظهور اسلام در زمرهء خوارج نصارا ( مخالفان كليساى مسيحى مصر ) بوده‌اند و پيوسته ميان سرزمين بجه و حبشه و شهرهايى كه به نوبه متصل است گردش مىكردند و تقريبا مانند قبيلهء لمتونه صحرا بودند كه در مغرب اقصى پيوسته در گردش بودند . « 2 » ياقوت مىنويسد : ناحيهء و شهرى بزرگ در پايان صعيد مصر و اول بلاد نوبه است . اين ناحيه در ساحل شرقى رود نيل قرار دارد . در كوههاى أسوان ، پايه‌هاى ستونهايى وجود دارد كه همانند آنها در اسكندريه به كار رفته است . نيل در آن محل از تنگه‌اى عبور مىكند كه مىخواسته‌اند در آنجا پلى بزنند . . . حسن ابراهيم مصرى گفته كه در أسوان انواع گوناگون خرما و رطب وجود دارد . برخى از علما هم گفته‌اند كه رطبهايى كه در أسوان است مانندش در عراق نيست . . . ابو رجاء أسوانى نيز خبر داد كه در أسوان خرمايى است كه سبزتر از برگ پيازچه است و هارون الرشيد دستور داد كه براى او از أسوان انواع خرماها را بياورند . « 3 » ابو الفداء مىنويسد : أسوان كشت و زرعى ندارد و گندم از ديگر جاها بدانجا برند ؛ و نزديك به جنادل نخلستانهاى بسيار دارد . « 4 » به نوشتهء لئون افريقى ، در اطراف أسوان ، زمينها حاصلخيز و شهر مسكونى و پرجمعيت است . موقعيت بازرگانى آن باعث شده كه اين شهر در قلب سرزمين نوبه از مقام خاصى برخوردار باشد .

--> ( 1 ) . سفرنامه ؛ ص 90 - 91 . ( 2 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 39 - 40 . ( 3 ) . معجم البلدان ؛ ج 1 ، ص 191 - 192 . ( 4 ) . تقويم البلدان ؛ ص 153 .