حسين قرچانلو
167
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
وهمانگيز است ، و آن يك قطعهء واحد و گردى است كه بر سنگى بزرگ مانند خانهاى مربع شكل يكپارچه ساخته شده و بر فراز آن نيز قطعه سنگ ديگرى مانند قطعهء نخستين قرار دارد ، كه مردم زمان ما ( زمان ياقوت ) از قرار دادن قطعهاى از آن سنگها بر روى قطعهاى ديگر عاجزند . . . . « 1 » يك قرن بعد از ياقوت ، ابو الفداء مىنويسد : منارهء اسكندريه در ميان آب است و آب از هر سو گرداگرد آن را گرفته است . شهر اسكندريه به صورت رقعهء شطرنج ساخته شده است . كوچههايش چون صليب متقاطع است و به همين جهت بيگانه در آن شهر گم نشود . اسكندريه جزيرهاى نيز دارد با بوستانها و تفرجگاهها . زمين اسكندريه شورهزار است ؛ شهر بارويى از سنگ دارد با چهار دروازه به نامهاى باب رشيد ، باب سدره ، باب البحر و دروازهء چهارم جز به روز جمعه باز نمىشود . « 2 » به نوشتهء حمد الله مستوفى ، اسكندريه مرزى است ميان اهل اسلام و فرنگ و در فضيلت اسكندريه احاديث بسيار است ؛ هوايش به گرمى مايل است . در آنجا بافندگى به درجهء اعلى بود و قماش ( پارچه ) اسكندرى از آنجا به همهء عالم برند . مردم آنجا شافعى مذهبند و در كنار شهر در چهار فرسنگى آن ، قلعهء بزرگى است بر روى كوهى كه مشرف بر درياست و به سبب بلندىاش منارهء اسكندريه خوانده شده است . « 3 » ابن بطوطه ، جهانگرد مغربى كه در 726 ق به اسكندريه آمده ، در وصف اين شهر مىنويسد : مانند گوهرى يكتاست و چون دوشيزه در زيورهاى خود جلوه مىكند . جمالش مغرب را روشنايى بخشيده است . اسكندريه چهار دروازه « 4 » دارد . نظير بندر اسكندريه را از نظر بزرگى و اهميت در همهء دنيا نديدهام . از ديگر شگفتيهاى اسكندريه ستون مرمرى عجيبى است كه در خارج شهر قرار دارد و عمود السوارى خوانده مىشود . اين ستون در ميان
--> ( 1 ) . معجم البلدان ؛ ج 1 ، ص 184 - 187 . ( 2 ) . تقويم البلدان ؛ ص 151 . ابو الفداء نام دروازهء چهارم را نياورده است . ( 3 ) . نزهة القلوب ؛ ص 247 . ( 4 ) . پيش از اين ، ابو الفداء نام سه دروازه را ذكر كرده بود . ابن بطوطه دروازهء چهارم را نيز كه باب الاخضر بوده نام برده است .