حسين قرچانلو
161
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
سپس در 390 م ويران گشت ؛ « 1 » بنا به قولى ، بقاياى آن را مسلمانان عرب بعد از تسلط بر اسكندريه ( 641 م / 19 ق ) سوزاندند . در جنگهاى خسرو پرويز با روميان ، سردار او به نام بوذبوذ يا شاهين آهنگ مصر كرد و تباهى به بار آورد و خود را به اسكندريه رساند و آن شهر را با جنگ گشود و به كليساى بزرگ شهر حمله برد و اسقف آن را گرفت و شكنجه كرد تا صليبى را كه مسيحيان مىپنداشتند حضرت عيسى را بر آن به دار كشيدهاند در اختيار او بگذارد . « 2 » دربارهء فتح اسكندريه به دست مسلمانان نوشتهاند : چون عمرو بن عاص مصر ( فسطاط ) را بگشود ، در آن اقامت كرد و سپس به عمر بن خطّاب نامه نوشت و از وى اجازهء لشكركشى به اسكندريه را خواست . عمر به وى جواب مثبت داد . عمرو عاص به سال 21 ق عازم اسكندريه شد . روميان و قبطيانى كه اين سوى اسكندريه بودند بر ضد وى گرد آمدند . پس از جنگهاى متوالى ، سرانجام در 23 ق و سپس در 25 ق عمرو عاص پس از فرو ريختن ديوارهاى اسكندريه ، جنگكنان و به عنوه به شهر اسكندريه درآمد . عمرو و مسلمانان ديوارهاى اسكندريه را منهدم ساختند . . . عمرو بر زمين اسكندريه خراج و بر مردمش جزيه قرار داد . « 3 » يعقوبى مىنويسد : عمرو عاص ديگر بلاد مصر را نيز در سالهاى 23 تا 25 ق گشود . « 4 » وى اضافه مىكند كه اسكندريه در 25 ق سر به نافرمانى برآورد و عمرو بن عاص با آنان جنگيد تا آن را فتح كرد و زنان و كودكان را اسير گرفت و آنان را به مدينه فرستاد ؛ پس عثمان ايشان را به همان ذمه اوّلشان بازگردانيد و عمرو بن عاص را عزل كرد و عبد الله بن سعد بن ابى سرح را والى مصر كرد . « 5 » در ايام مأمون ، عبد الله بن طاهر به جنگ قومى كه در اسكندريه ياغى شده بودند رفت . آنان را محاصره كرد و سپس امانشان داد و در 212 ق اسكندريه را فتح كرد و حكومت آنجا را به الياس بن اسد خراسانى داد . « 6 » نوشتهاند : اين قوم مهاجرانى از شهر
--> ( 1 ) . صفا ، ذبيح الله ؛ تاريخ علوم عقلى در تمدن اسلامى تا اواسط قرن پنجم ؛ ص 5 . ( 2 ) . دينورى ، ابو حنيفه ؛ اخبار الطوال ؛ ص 136 . ( 3 ) . فتوح البلدان ؛ ص 317 و 319 و البلدان ؛ ص 110 . ( 4 ) . تاريخ يعقوبى ؛ ج 2 ، ص 42 . ( 5 ) . همان ؛ ج 2 ، ص 56 . ( 6 ) . همان ؛ ج 2 ، ص 481 - 482 .