حسين قرچانلو
154
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
كرسى و پايتخت قديم و جديد مصر ياد كرده و دربارهء هركدام وصفى آورده است كه مطالبش دربارهء فسطاط همان است كه جغرافيادانان قبل از او آوردهاند . « 1 » يك قرن بعد از ياقوت ، ابو الفداء در وصف مصر و دو كرسى آن مىنويسد : ديار مصر دو خشكى است ، در دو جانب شرقى و غربى نيل . حد شمالى ديار مصر ، درياى روم است از رفح تا عريش و جفار و فرما و دمياط و رشيد و اسكندريه تا برقه ؛ حد غربى مصر ، از برقه است بر ساحل دريا به طرف جنوب تا واحات تا حدود نوبه ؛ حد شرقى مصر ، از بحر قلزم است روبروى أسوان تا عيذاب و قصير و شهر قلزم تا تپّه بنى اسرائيل ؛ سپس به طرف شمال مىپيچد به سوى درياى روم تا به رفح ، مىرسد . حد جنوبى مصر نيز سرزمين نوبه و بلاد بجا است . قاهره در شمال فسطاط واقع است . اين شهر را خلفاى فاطمى بنا كردند . قاهره بستانى بوده است از آن بنى طولون ، به نام القطائع ، در نزديك پايتختشان ؛ بعدها ، آن را قاهره ناميدند ؛ يعنى هركس كه بدان تازد مغلوب شود . فسطاط بر ساحل نيل و محل آمد و شد كشتيهاست . در مكان فعلى فسطاط ، قصرى از بناهاى پيشينيان موسوم به قصر الشمع بود . « 2 » حمد الله مستوفى مىنويسد : در مغرب سرزمين اسلامى بزرگترين شهر قاهره است . « 3 » ابن خلدون در وصف قاهره مىنويسد : « كسى كه قاهره را نديده باشد به عظمت اسلام پى نمىبرد . قاهره مادر شهرهاى عالم ، روضهء جهان ، مركز تجمع ابناء بشر ، رواق اسلام و سرير سلطنت است . شهرى است كه به قلعهها و قصرها آراسته ، با درويشها ، خانقاهها و مدرسهها زينت يافته و به نور اقمار و كواكب علم و دانش منوّر گشته است . دربارهء مصر از شيخ ابو العباس بن ادريس ، بزرگ علماى بجايه سؤال كردم ، گفت : گويى مردمش از شمار بيرونند ؛ مرادش كثرت مردم بود . چون به شهر قاهره درآمدم ، طالبان علم كه در آنجا بودند نزد من آمدند و خواستند برايشان درس بگويم . عذر آوردم كه مرا چندان بضاعتى نيست ؛ ولى عذر من نپذيرفتند . عاقبت در جامع الازهر به تدريس نشستم . پس از چندى ، مرا با سلطان مصر [ الملك الظاهر برقوق ] ديدار افتاد ؛
--> ( 1 ) . همان ؛ ج 4 ، ص 261 - 266 . ( 2 ) . تقويم البلدان ؛ ص 139 - 140 ، 145 - 146 و 159 . ( 3 ) . نزهة القلوب ؛ ص 253 .