حسين قرچانلو
155
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
مرا بگرمى پذيرا شد و براى من مقررى چشمگيرى از صدقات خود معين كرد . در اين احوال ، يكى از مدرسان مدرسه قمحيه « 1 » در مصر درگذشت . اين مدرسه از موقوفات صلاح الدين ايوبى بود . مرا به جاى او به تدريس دعوت كردند . سپس ، در سال 786 ق ، چون قاضى مالكى شهر عزل شد ، سلطان مرا به جاى او برگزيد . . . در 790 ق در داخل باب النصر قاهره سلطان بيبرس خانقاهى بنا كرده بود و از آبادترين خانقاهها بود با اوقاف بسيار ، چون ناظر آن مرده بود ، سلطان مرا به جاى او برگماشت . « 2 » ويت از قول ابن خلدون نقل مىكند كه بر هر كنارهء رود نيل بهشتى گسترده است . آب اين رود چون آبى است كه از آسمان براى مردم فرومىريزد . وى مىگويد : از معابر پرازدحام اين دار الاماره و از ميان بازارهاى آن كه سرشار از تمام لذايذ زندگى است عبور كردم . سخن در باب شهرى است كه از آن همه نعمات برخوردار است و داراى شواهدى چنان متعدد بر تمدن پيشرفته خويش مىباشد كه پايانى ندارد . سابقا از معلمان و همشاگردان خود و نيز از سوداگرانى كه از زيارت برمىگشتند تقاضا كرده بودم كه عقيدهء خويش را در باب قاهره اظهار دارند ؛ گرچه پاسخها مختلف بود ، در اساس مشابه مىنمود . يكى از اينان چنين گفته « آنچه انسان در خواب مىبيند ما فوق واقعيت است ؛ آنچه مىتوان در باب قاهره در خواب ديد به پاى واقعيت نمىرسد » . « 3 » ذكر اين قطعهء غنايى ، به عنوان مقدمهاى بر وصف پايتخت مصر در دورهء مماليك كاملا مناسب به نظر مىرسد . البته ، بايد توجه داشت كه تمام اطلاعاتى كه در سخن ابن خلدون آمده حقيقت ندارد . حتى ، آنجا كه مورخ مذكور اضافه مىكند كه در ميان شهرهاى داراى عالىترين درجات تمدن ، قاهره به عنوان منبع علم و هنر مقام برجستهاى دارد ؛ زيرا در قرون هشتم و نهم هجرى / چهاردهم و پانزدهم ميلادى ، قاهره ، هيچگاه يك مركز علمى قابل قياس با بغداد و قرطبه نبود ، بلكه آنجا از مراكز ادارى و سياسى و مخصوصا مركز دادوستد محسوب
--> ( 1 ) . مدرسهء قمحيه يكى از مدارس قاهره بود ، كه صلاح الدين ايوبى آن را وقف مالكيان كرده بود تا در آن فقه تدريس كنند ، بر اين مدرسه زمينهايى از ناحيهء فيوّم را كه حاصل آنها گندم بود وقف كرده بودند . از اين رو آن را مدرسه قمحيه ( قمح : گندم ) مىگفتند ( تاريخ ابن خلدون ؛ ج 6 ، ص 489 ) . ( 2 ) . همان ؛ ج 6 ، ص 483 - 484 ، 489 و 495 . ( 3 ) . قاهره ؛ ص 102 - 103 .