حسين قرچانلو

145

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

اطراف آن را رواقهاى مجلل ستوندارى احاطه كرده بود وارد شدند . تمام حياط با مرمرهاى رنگارنگ مفروش بود و بين اين مرمرها با طلا بندكشى شده بود . . . اين محوطه چنان زيبا و خوشايند و تماشايى بود كه حتى ديدگان كم‌توجه‌ترين افراد را نيز به خود خيره مىساخت . آب به وسيله لوله‌هاى زرين و سيمين در منبعى كه در مركز محوطه قرار گرفته بود ذخيره مىشد و از آن منبع ، آب زلالى به آبراهه‌ها و استخرهايى كه كف آنها با مرمر مفروش بود جارى مىگرديد . پرندگان گوناگونى از نادرترين انواع و كميابترين رنگها ، كه از سراسر جهان مشرق آورده شده بودند ، به هر سو مىپريدند . راهنمايان جديد ، فرستادگان شاه فرانك را از حياطهاى زيباترى عبور دادند و به باغى بردند كه باغ نخستين در برابر رونق و زيبايى آن بىارزش مىنمود . در آنجا فرستادگان به تماشاى نمايشگاهى از جانوران رفتند كه اگر كسى به وصف حيوانات عجيب آن بپردازد به دروغگويى متهم خواهد شد . . . سرانجام ، به قصر بزرگى رسيدند كه مقر خليفهء فاطمى بود . اين قصر مجللتر از همهء چيزهايى بود كه تا آن لحظه ديده بودند . حياط قصر پر از جنگجويان ساراسن « 1 » بود كه زره‌هاى سيمين و زرّين درخشانى به تن داشتند . « 2 » امراى فرانكها به اتاق بزرگى هدايت شدند . پرده‌اى كه به نقش حيوانات ، پرندگان ، و انسان منقّش بود و گوهرهايى چون ياقوت ، زمرد ، و صدها قطعه سنگهاى قيمتى ديگر بر آن مىدرخشيد ، از يك ديوار تا ديوار روبرو كشيده شده و اتاق را به دو قسمت تقسيم مىكرد . در اين اتاق كسى نبود با اين حال همين كه شاوور وارد اتاق شد ، چنان كه گويى در حال عبادت و نماز باشد ، به خاك افتاد ، سپس به پا خاست ، و بار ديگر زمين را بوسيد ، شمشيرى را كه معمولا به گردن حمايل داشت بر زمين نهاد . شاوور براى سومين بار و با خضوع تمام و پرستش‌كنان زمين را بوسه داد و به همان حال باقى ماند . آنگاه ناگهان و بسرعت برق پردهء زرين و ابريشمين بزرگى كه قسمت ديگر اتاق را مخفى

--> ( 1 ) . نامى است كه يونانيان و روميان متأخر به مردم چادرنشين بيابانهاى سوريه و عربستان داده بودند و در جنگهاى صليبى به مسلمانان ، به‌طور كلى ، اطلاق مىشد ( دايرة المعارف فارسى ؛ ذيل « ساراسن » ) . ( 2 ) . قاهره ؛ ص 39 - 42 .