حسين قرچانلو

88

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

چندان زيادى به ما نرسيده ؛ زيرا شرح غالب اين سفرها از ميان رفته و آنچه باقى مانده مطالبى بدون توضيح و تفسير است ؛ اما همين قسمت مختصر نيز وسعت و دامنهء سفرها را نشان مىدهد ، به‌طورى كه مىتوانيم تصويرى از سفرهاى مختلف آن روزگار در ذهن داشته باشيم . در آغاز اين دوران به خبرهايى از سفرهاى علمى بىنظيرى برمىخوريم كه غالبا هدف از اين سفرها تحقيقات علمى بوده است . « 1 » ادريسى نقل مىكند كه ابراهيم بن مهدى ( م . 224 / 839 ) برادر خليفه هارون الرشيد ( 170 - 193 / 786 - 809 ) در كتاب الطيب آورده است كه خليفه كسانى را به يمن فرستاد تا دربارهء عنبر تحقيق كنند . آنان ضمن سفر خود احوال مردم عدن و خاسك در ساحل درياى عرب در مهره و ديگر نقاط مسكون جنوب جزيرة العرب را بررسى كردند « 2 » و توانستند مركز تهيهء اين مادهء ارزشمند را شناسايى كنند ؛ زيرا در آن روزگار عنبر سفيد و سياه به دليل خاصيت دارويى و بوى خوش بسيار معروف بود . اين ماده كه غالبا آن را از سواحل شرقى افريقا مىآوردند در اقتصاد دستگاه خلافت اهميت داشت و ابو يوسف معاصر هارون الرشيد آن را منبع مهم خراج و معادل مرواريد دانسته است . « 3 » يك سلسله سفرها و مباحث خاص جغرافيايى هم با نام نوادهء رشيد يعنى الواثق بالله ( 227 - 232 / 842 - 847 ) همراه شد ، ولى انگيزهء آن احيانا عوامل تخيّلى مطلق بوده است . در دو مورد از اين سفرها رياضيدان معروف محمد بن موسى خوارزمى ( م . 259 / 873 ) شركت داشته است . سفر اوّل به آسياى صغير براى تحقيق دربارهء غار اصحاب كهف ، كه ميان عمّوريه و نيقيه بود ، پس از موافقت امپراتور روم شرقى انجام گرفت . « 4 » جالب توجه است كه محمد بن موسى جسدهاى حنوط شده اصحاب كهف را تشخيص نداده است . داستان اين سفر حتى در دوران زندگانى محمد بن موسى رواج چشمگيرى داشته ؛ زيرا ابن خرداذبه آن را با كلمات خود مؤلف در كتابش نقل كرده است . « 5 » مسعودى مورخ و جغرافيادان قرن چهارم هجرى قمرى نيز اين روايت را از

--> ( 1 ) . تاريخ الادب الجغرافى العربى ؛ ص 146 . ( 2 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 66 . ( 3 ) . تاريخ الادب الجغرافى العربى ؛ ص 146 . ( 4 ) . همان ؛ ص 148 . ( 5 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 106 و 107 .