حسين قرچانلو

65

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

يونانى برخاسته است ثابت مىكند كه نظريهء وحدت ابتدايى و اصلى سنّتهاى فرهنگى بشر نظريهء درستى است . « 1 » در زيج الشاه سالها و ادوار مشخصى براى استخراج اوساط كواكب و علل حركات آنها وجود داشت و مردم زمان طهمورث و ايرانيانى كه پيش از ايشان بودند آنها را سالها و ادوار هزارات مىناميدند و بيشتر دانشمندان و شاهان هند و ايران و كلدانيان قديم از مردمان بابل اوساط كواكب را از اين سالها و ادوار استخراج مىكردند . ابو معشر اين زيج را از زيجهاى موجود زمان خود برگزيده بود و پس از آزمايش ، آن را درست‌ترين و مختصرترين همهء آنها يافت . بعدها منجمان زيج شهريار را از آن استخراج كردند . « 2 » زيج ابو معشر بر خط نصف النهار قلعهء گنگدز استوار بود ، يعنى رصدهاى هندى را به قالب پارسى درآورده بود . در قرن هفدهم ميلادى ، حاجى خليفه كه از اين زيج اطلاع كافى داشت دربارهء آن چنين نوشت : زيج ابو معشر مجلد بزرگى است كه بر اساس مكتب پارسيان تأليف شده است . او اين مكتب را ستايش كرده و گفته است كه به اتفاق اهل حساب از ايرانى و غير ايرانى بهترين دوره‌ها ، دورهء اين گروه ( ايرانيها ) است كه آن را « سالهاى جهان » مىناميدند و مردم زمان ما آن را « سالهاى ايرانى » نام داده‌اند . توجه ابو معشر به « دوره‌هاى كيهانى » با نظريات مربوط به « دورانهاى حيات جهان » و طول « سنه كبرى » يا « سال بزرگ » كه بطلميوس و هنديان و عربها طول آن را سى و شش هزار سال نوشته‌اند ارتباط نزديك دارد . كوشش ابو معشر در اين زمينه ، در تاريخ علوم انسانى اهميتى فراوان دارد . ترجمهء رسالهء بزرگ او با عنوان المدخل الى علم احكام النجوم يا المدخل الكبير كه در حدود سال 1140 به وسيلهء هرمان دلماتى « 3 » صورت گرفت به رواج اين نظريات در مغرب زمين كمك فراوان كرد . مسائل عمومى مربوط به تقويم و محاسبهء زمان ، ذهن ابو معشر را مشغول كرده بود ؛ به‌طورى كه او خود را در

--> ( 1 ) . زندگينامهء علمى دانشوران ؛ ج 1 ، جزوهء 2 ، ص 458 و 459 . ( 2 ) . تاريخ نجوم اسلامى ؛ ص 227 و 228 . ( 3 ) . Hermann of Dalmatia