حسين قرچانلو

66

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

قلمرو دانش هندى و ايرانى محصور نكرد . از يك قطعهء باقيمانده از كتاب گم‌شدهء هزارات وى مىتوان دانست كه او براى توضيح معناى نسىء چقدر كوشيده است هرچند ابو معشر همانند محمد بن موسى خوارزمى در ترويج مكتب يونانى سهمى داشت ، آخرين مروّج بزرگ دو مكتب ايرانى و هندى نيز بود ؛ زيرا مكاتب مذكور هنوز كاملا متروك نشده بودند . « 1 » مسلم است كه از آغاز قرن سوم هجرى قمرى مكتب يونانى در قلمرو جغرافياى رياضى مسلمانان دو مكتب ديگر ( ايرانى و هندى ) را از ميدان به در كرد . به عبارت ديگر از نيمهء قرن سوم هجرى قمرى مكتب رايج در جغرافياى رياضى مكتب يونان بود . علت ضعف مكتب هندى و ايرانى اين بود كه غالب تأليفات آن رنگ عملى صرف داشت و نويسندگان منحصرا به ذكر قواعد و طريقهء به‌كار بردن جداول پرداخته بودند و توجهى به ذكر براهين و دلايل نداشتند . منجمى كه به آن بسنده مىكرد چنان كه در رصدهاى شخصى و ملاحظات دقيق حاصل از تجربه ، تمرين كافى نداشت ، نمىتوانست از مرحلهء تقليد فراتر رود ؛ زيرا تأليفات اين دو مكتب حاوى تحليل نظرى و تطبيق قواعد نبود . هنگامى كه مسلمانان با تأليفات اقليدس و بطلميوس آشنا شدند دانستند كه به چنين روشى نياز دارند . از طرف ديگر ميراث يونانى وسعت و شمول بيشترى داشت و مسلمانان به صورت جامعترى آن را فرا گرفتند و اين امتياز موجب نفوذ دانش يونانى در ميان اعراب شد . از ديگر عوامل ضعف مكتب هندى و ايرانى اين بود كه ميراث هندى و ايرانى به صورت تأليفاتى جداگانه و در پى كوششهاى فردى به وجود آمده بود ، در حالى كه ميراث يونانى به شكل كار منظم و دسته‌جمعى انجام گرفته بود . چون بنياد خزانة الحكمه يا بيت الحكمه از دوران هارون الرشيد ( 170 - 193 / 809 - 823 ) آغاز شد ، مأمون ( 198 - 218 / 813 - 823 ) با گماشتن هيأت خاص علمى و اعزام افرادى به روم شرقى براى آوردن كتابهاى يونانى ، به اين مركز رسميت بخشيد و طولى نكشيد كه نهضت ترجمهء علمى در بغداد آغاز شد و نمايندگان همهء ملتها صرف‌نظر از دين و مذهب ، از نواحى مختلف خلافت در آن شركت كردند و در مدتى

--> ( 1 ) . تاريخ الادب الجغرافى العربى ؛ ص 86 و 87 .