حسين قرچانلو

44

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

دهم ذى الحجّه ، حج مىگزاردند . اين هنگام در فصل واحدى از سال قرار نمىگرفت ؛ گاه در تابستان ، گاه در زمستان و گاهى در دو فصل ديگر بود . چون مسلمانان مىخواستند كه زمان حجّ آنها با زمان بازرگانى ايشان مصادف باشد ، عمل كبيسه را از يهوديان آموختند و آن را نسىء ، يعنى تأخير ناميدند . براى اين كار مردى از بنى كنانه به نام قلمّس را برگزيدند و فرزندان او را كه پس از وى به كار كبيسه مىپرداختند ، قلامسة و نسأة ( حسابگران نسىء ) ناميدند . « 1 » مقريزى به نقل از بيرونى مىنويسد : اعراب عمل كبيسه‌گيرى را دويست سال قبل از اسلام از يهوديان آموخته بودند . « 2 » از اين بحث نتيجه مىگيريم كه اعراب قبل از اسلام با بسيارى از ثوابت و ستارگان و محل طلوع و غروب آنها آشنا بودند و براى آنها شكلها و صورتهايى قرار مىدادند كه با روش اقوام ديگر تفاوت داشت ؛ همچنين سيّارات و منازل قمر را مىشناختند و در به كار بردن اين منازل و نگاهدارى حساب نوء بر ساير اقوام امتياز داشتند ؛ ولى چون از رياضيات به روش علمى و خصوصا از هندسه آگاهى نداشتند و به علوم ديگر هم بىاعتنا بودند ، نمىتوانستند سالها را به حساب درست و دقيق تعيين كنند . اكنون به بحث دربارهء توسعه و ترقى علم نجوم و جغرافياى رياضى در دوران خلفا ( على الخصوص عباسيان از باب نيازى كه به اين علوم داشتند ) مىپردازيم . آغاز توجه به جغرافياى نجومى در دورهء امويان دورهء خلفاى راشدين و امويان ، از لحاظ علوم عقلى و توجه به نجوم و علوم ديگر تفاوتى با دورهء جاهليت نداشت ؛ چه زمان آشوبها ، جنگهاى داخلى و كشورگشاييها بود . به همين دليل در اين دوره ، مسلمانان فقط به سياست و جهاد و به دست آوردن غنيمت و امور دينى و ادبيات توجه داشتند . حتى پس از تأسيس دولت امويان و انتقال دار الخلافه از مدينه به دمشق نيز وضع چنين بود و خلفاى بنى اميه پس از فراغت از امور سياسى و

--> ( 1 ) . تاريخ نجوم اسلامى ؛ ص 106 - 112 . ( 2 ) . المواعظ و الاعتبار بذكر الخطط و الآثار ؛ ج 2 ، ص 54 .