حسين قرچانلو

43

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

دوران اسلامى به معناى هواشناسى به كار رفت . « 1 » مسأله مهم ديگرى كه اعراب دورهء جاهلى ، خصوصا اعراب حجاز و نجد ، به آن توجه داشتند « نسىء » يا « كبيسه » بوده است ؛ ولى چون نگاهدارى حساب سال نزد مردم مكه در اواخر دورهء جاهليت و اوايل اسلام چندان روشن نيست نمىتوان بدرستى معنى كلمهء نسىء را كه در قرآن « 2 » آمده است ، معلوم كرد . مفسران قرنهاى اول و دوم و سوم هجرى قمرى در اين‌باره با يكديگر اختلاف دارند . بعضى گفته‌اند كه نسىء بر وزن فعيل به معناى مفعول است ، و بعضى ديگر ، آن را مصدر نسأ ، ينسأ ، دانسته‌اند . بعضى برآنند كه قرائت صحيح « نسى » بدون همزه است و در معناى لغوى اختلاف كرده‌اند . اغلب نسىء را به معناى تأخير و پس‌انداختن دانسته‌اند و بعضى آن را به معناى افزودن گرفته‌اند . مجاهد نسىء را پس انداختن حرمت ماه دانسته است ؛ يعنى ماهى را تغيير و تبديل كردن به ماهى ديگر و حكم ماه حرامى را در هر سه سال ، سالى ده روز به ماهى متأخر انداختن كه بدعت زمان جاهليت بود « 3 » و اين اشاره است به كلام خداوند كه فرموده است : « لِيُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ » . « 4 » به نظر مىرسد كه نسىء نوعى از كبيسه گرفتن براى ايجاد تعادل ميان سال قمرى و سال شمسى بوده است . در دوران اسلامى نخستين رياضيدانى كه به نسىء توجه كرد ، ابو معشر بلخى ( م . 272 ق / 886 م ) بود . وى در كتاب الالوف « 5 » نوشته است كه مسلمانان مانند اعراب جاهليت سال قمرى را با نگاهدارى حساب رؤيت ماه به كار مىبردند و در

--> ( 1 ) . تاريخ نجوم اسلامى ؛ ص 143 ، 144 ، 158 و 159 . ( 2 ) . همانا عدد ماه‌هاى سال نزد خدا در كتاب دوازده ماه است . از آن روزى كه خدا آسمان و زمين را بيافريد و از آن دوازده ، چهار ماه ماه‌هاى حرام خواهد بود . اين است دستور دين استوار و محكم پس در آن ماهها ظلم و ستم در حق خود و يكديگر مكنيد . . . نسىء افزايش در كفر است كه تا كافران را به جهل و گمراهى كشند . سالى ماه حرام را حلال مىشمرند و سالى ديگر حرام را تا بدين وسيله عده ماههايى كه خدا حرام كرده پايمال كنند و حرام خدا را حلال گردانند . . . . ( توبه ، 36 - 37 ) . ( 3 ) . آيه 37 ، سوره توبه ، ترجمه الهى قمشه‌اى . ( 4 ) . توبه ، 37 . ( 5 ) . اين كتاب از ميان رفته است ، ولى گفتار ابو معشر دربارهء نسىء در كتاب منتهى الادراك فى تقاسيم الافلاك ، عبد الجبار بن عبد الجبار بن محمد الخرقى ( م . 553 / 1158 ) آمده است ( رجوع كنيد به : نسخهء خطى كتابخانهء ملى پاريس ) .