حسين قرچانلو

42

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

در اشعارشان نيز آمده است ، مانند فرقدين ، دبران ، عيوق ، ثرتا ، سماكين و شعريين . كتاب ابو الحسن عبد الرحمان بن عمر الصّوفى ( م . 376 ق / 986 م ) كه دربارهء كواكب و صور فلكى نوشته شده ، نشان دهنده وسعت معرفت اعراب نسبت به ستارگان است . « 1 » اكنون موضوع منازل قمر را به اختصار بيان مىكنيم : اعراب علاقهء بسيارى به ماه داشتند ؛ چه از نور آن براى داستان‌سرايى ، راهنمايى در سفرهاى شبانه و رهايى از تاريكى استفاده مىكردند ؛ بعلاوه ماه مقاصد كسى را كه درصدد آزردن ايشان بود ، برملا مىكرد . بنابراين بيست و هشت مجموعه از ستارگان آسمان را كه نزديك فلك البروج و فلك قمر ( ماه ) قرار داشت ، برگزيدند تا مانند نشانه‌هايى براى راه قمر در آسمان باشد . هر يك از آنها تقريبا جايگاه ماه در يكى از شبهاى ماه نجومى بود . اين مجموعه‌هاى ستاره‌اى را « نجوم الاخذ » يا منازل قمر مىناميدند « 2 » كه ذكر آنها در دو آيه از آيه‌هاى قرآن كريم آمده است : « هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً ، وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسابَ » « 3 » ؛ « وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ » . « 4 » اعراب دورهء جاهلى از منازل قمر براى پيشگويى حوادث جوّى در فصول سال استفاده مىكردند و معتقد بودند كه هر شب چهارده منزل ( از منازل قمر ) در بالاى افق در آسمان ديده مىشود و چهارده منزل ديگر ناپيدا و در زير افق قرار دارد و چون يكى از آن منزلها غروب كند ، نظير آن در مشرق ، منزلى طلوع خواهد كرد . اعراب اين غروب منزل و طلوع منزل ديگر را « رقيب » مىناميدند . از غروب و فجر يك منزل ( ستاره‌اى ) تا غروب و فجر منزل ديگرى كه در پى آن است تقريبا سيزده روز طول مىكشد ؛ چه خورشيد مسافت يك منزل ( يعنى 28 / 1 محيط دايره ) را تقريبا در سيزده روز مىپيمايد . اعراب سقوط منزلى را به هنگام فجر در مغرب و طلوع منزل مقابل آن را در مشرق در همان ساعت « نوء » مىناميدند و براى انواء تأثيراتى از قبيل وزيدن بادها و ريزش باران و سردى و گرمى هوا قائل بودند . بعدها واژه « نوء » به معناى باران يا باران سخت و در

--> ( 1 ) . تاريخ نجوم اسلامى ؛ ص 137 . ( 2 ) . همان ؛ ص 144 . ( 3 ) . يونس ، 5 . ( 4 ) . يس ، 39 .