حسين قرچانلو

344

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

كهف ، قرار دارد . « 1 » در سال 675 هجرى قمرى سلطان بيبرس به بلاد روم لشكر كشيد و با مغولان در شهر ابلستين روبرو شد و آنان را درهم شكست . در سال 680 منگو تيمور خان به شام لشكركشى كرد و ميان قيساريه و ابلستين از بلاد روم اردو زد . « 2 » حمد الله مستوفى از ابلستين همين‌قدر نام برده است كه آن را شهرى وسط از اقليم پنجم دانسته و اضافه مىكند كه در كوه ابلستان شكافى است كه هركه از آن مىخواهد عبور كند بايد قبلا نان و پنير بخورد تا از بوى تعفن داخل آن شكاف در امان بماند و رنجور نشود . « 3 » از اين شهر ديگر اسمى در منابع بعد نيست . جهان‌نماى تركى هم ابلستان را به تلفظ جديد « البستان » آورده است . « 4 » قير شهر ( ژوستى نيانوپوليس مكيسوس ) . « 5 » اين شهر تقريبا در هشتاد ميلى مغرب قيصريه واقع بود . « 6 » از اين شهر فقط حمد الله مستوفى نام برده و مىنويسد : قير شهر ، شهرى بزرگ است با عمارات عالى و هواى خوب . حقوق ديوانىاش پنجاه و هفت هزار دينار است . « 7 » ظاهرا قير شهر از شهرهاى ناحيهء قرامان به‌شمار مىرفته است . « 8 » اماسيه ( اماصيه ) . اين شهر در زمان سلجوقيان روم از مراكز حكومتى آنان بوده است . ابن خلدون مىنويسد : قلج ارسلان بن مسعود در سال 587 نكسار و اماسيه را به دو برادرزادهء خود داد ؛ ولى بعد از مرگ قلج ارسلان ، نفاق ميان فرزندانش افتاد . . . ركن الدين سليمان صاحب توقات به قصد تسخير ميراث پدر حكومت كرد . همه شهرها را از دست برادران گرفت ، آنگاه به نكسار و اماسيه لشكر كشيد و آن دو شهر را نيز تصرف كرد . « 9 » ادريسى در وصف راههاى آسياى صغير از اماسيه نام مىبرد ، ولى آن را وصف

--> ( 1 ) . معجم البلدان ؛ ج 1 ، ص 75 . ( 2 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 4 ، ص 27 ، 584 ، 769 و 803 . ( 3 ) . نزهة القلوب ؛ ص 94 و 190 . ( 4 ) . سرزمينهاى خلافت شرقى ؛ به نقل از : جهان‌نما ؛ ص 155 . ( 5 ) . Justinianopolis ( 6 ) . سرزمينهاى خلافت شرقى ؛ ص 155 . ( 7 ) . نزهة القلوب ؛ ص 99 . ( 8 ) . سرزمينهاى خلافت شرقى ؛ ص 155 . ( 9 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 4 ، ص 271 و 273 .