حسين قرچانلو
29
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
هنگام بيان اقاليم زمين ، از روش ايرانى هفت اقليم تبعيت نكرده است ، بلكه به اقليمهاى يونانى توجه نموده و مىنويسد : بعضى عقيده دارند كه زمين سطحى است گسترده در چهار جهت مشرق ، مغرب ، جنوب و شمال و مخلوقات فقط بر يك طرف آن در قسمت بالاى زمين يعنى سمت شمال در ربع مسكون قرار دارند . « 1 » ابن فقيه نيز مقام اوّل را به مكه و مدينه داده است . طرز تقسيمبندى كتاب او بر روش اقليمهاى يونانى است ، ولى در وصف سرزمينهاى مشرق ، به روش هفت اقليم ايرانى توجه داشته است . « 2 » به نظر مىرسد كه جغرافيانويسان اسلامى نمونههايى قديمى از كتب جغرافيايى در اختيار داشته و از آن اقتباس كردهاند . به گفتهء مسعودى ، ايرانيان و نبطيان و سريانيان ، قسمت معمورهء زمين را به چهار قسمت : خراسان ( مشرق ) ، خورورآن يا خوربرآن ( مغرب ) ، نيمروز ( جنوب ) و باختر ( شمال ) تقسيم كردهاند . « 3 » بنابراين ، آثار ابن خرداذبه ، يعقوبى و قدامه ، بنابر جهات اربعه يعنى شمال ، جنوب ، مشرق و مغرب و از روى تقسيم جهان به چهار ربع نوشته شده است ، ولى در آثار ابن رسته و ابن فقيه تقسيم زمين بر حسب نواحى و سرزمينها آمده است . ابن خرداذبه ، كه به حق مىتوان او را پدر جغرافياى اسلامى دانست ، سرمشق و اسلوبى براى نوشتن جغرافيا به زبان عربى بر جاى نهاد ؛ ولى چنان كه كرامرز آلمانى اشاره كرده ، وى مبتكر اين روش نبوده است و مىبايستى نمونه و الگويى از كتابى قديمتر در اختيار او بوده باشد . احتمالا وى به ترجمهء اثرى پهلوى از ايران قديم دسترسى داشته است . ابن خرداذبه علاوه بر مملكت اسلام ، مرزها و كشورها و اقوام مرزى را نيز وصف كرده است . او همچنين با اثر بطلميوس آشنا بوده و اين مطلب از وصفى كه از حدود قسمتهاى مسكونى زمين ارائه كرده و از اينكه طرز تفكر يونانيان را دربارهء قارههاى أروفا « 4 » ، لوبيا ، ايتوفيا « 5 » و اسقوتيا « 6 » در كتابش آورده است ، آشكار مىشود . « 7 » يعقوبى ( م . 282 ) ، كه از بانيان مكتب عراق
--> ( 1 ) . همان ؛ ص 23 . ( 2 ) . مختصر البلدان ؛ ص 16 و 23 . ( 3 ) . التنبيه و الاشراف ؛ ص 31 . ( 4 ) . Arufa ( 5 ) . Etyufia ( 6 ) . Esqutia ( 7 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 5 و 155 .