حسين قرچانلو
324
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
ابن حوقل كه ملطيه را از شهرهاى مرزى جزيره نام برده ، مىنويسد : از شهرهاى روم است . به گفتهء ابن سعيد ، مركز آن مرزها ( مرزهاى جزيره ) است و در شمال كوه دائر كه ناحيهء سيس در مغرب آن است ، واقع شده . شهر بارويى دارد و در سرزمينى هموار و محاط در كوههاست . نهرى كوچك دارد كه داخل شهر مىشود . بر گرداگرد شهر باغستانهاى بسيار است . آب قناتها در خانهها و كوچههاى شهر جارى است . « 1 » حمد الله مستوفى ملطيه را جزء اقليم پنجم مىداند و مىنويسد : شهرى بزرگ است و هوايش در غايت خوشى و آبهاى روان و علفزارهاى فراوان دارد . حاصلش غلّه و پنبه و انگور و ميوهء فراوان است . بطلميوس ، صاحب المجسطى ، بدانجا منسوب است . « 2 » امير تيمور پس از گرفتن شهر سيواس ، قاصدى را به سوى ملطيه ( ملاطيه ) روان ساخت و مردم آنجا را به اطاعت و انقياد فراخواند ، حاكم شهر قاصد را زندانى كرد ، ولى چون شنيد تيمور بدان سو روان است شبانه گريخت . تيمور به ملطيه آمد و شهر را گرفت ، ارامنه را اسير كرد و مسلمانان را با زنان و فرزندان آزاد كرد و امان داد . « 3 » زبطره . « 4 » اين شهر در قسمت بالاى رودخانهء قراقيس كه يكى از سرشاخههاى رود قباقب بود ، قرار داشت . روميان اين شهر را سوزپطره « 5 » مىگفتند و بعيد نيست « ويران شهر » در چند فرسخى جنوب شهر ملطيه در ساحل رودخانهء سلطان سو ، كه نام جديد نهر قراقيس است ، خرابههاى شهر قديم زبطره باشد . « 6 » بلاذرى مىنويسد : زبطره دژى كهن از آن روميان بود . . . حبيب بن مسلمهء فهرى آن را تصرف كرد و همچنان برپاى بود تا روميان در ايام وليد بن يزيد ويرانش كردند . اين شهر را بارها روميان ويران كردند . پس از ويرانى زبطره در فتنهء مروان بن محمد ، منصور عباسى آن را بازسازى كرد ؛ اما روميان مجددا شهر را ويران كردند . هارون الرشيد زبطره را به دست محمد بن ابراهيم آباد كرد و در آن نگاهبانانى گمارد ؛ ولى در دوران خلافت مأمون روميان دوباره به
--> ( 1 ) . تقويم البلدان ؛ ص 439 . ( 2 ) . نزهة القلوب ؛ ص 98 و 99 . ( 3 ) . ظفرنامهء شامى ؛ ص 220 . ( 4 ) . Zapetra ( 5 ) . Sozopetra ( 6 ) . سرزمينهاى خلافت شرقى ؛ ص 129 .