حسين قرچانلو
303
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
و نام رقّه از ميان رفت . « 1 » ابن حوقل در نيمهء اوّل قرن چهارم مىنويسد : بزرگترين شهر ديار مضر ، رقّه است و رقّه و رافقه دو شهر به هم چسبيدهاند . . . و در هر يك مسجد جامعى وجود دارد و هر دو شهر در ساحل شرقى فرات واقع و آبادند . چون سيف الدوله حمدانى بر آنجا تسلط يافت سختيها ، رنجها و دشواريهاى پىدرپى به مردم روى آورد . رقّه شهرى پرنعمت و ارزان با بازارهاى نيكو بود و مردمش سخت دوستدار بنى اميه بودند . « 2 » صاحب حدود العالم در نيمهء دوّم قرن چهارم مىنويسد : رقّه و رافقه دو شهر بزرگ ، خرم و به يكديگر پيوسته و بر كرانهء فرات واقعند . « 3 » مقدسى مىنويسد : رقّه ديوارى پهن ( عريض ) دارد كه دو سوار بر روى آن از كنار هم عبور مىكنند ؛ ولى ديوار [ چندان ] بزرگ نيست و دو دروازه دارد . هواى رقّه خوش و دلگشاست . شهر ، كهن ساخت است با ديرهاى بسيار و باغهاى پربركت . مركز صابونسازى و زيتون [ بسيار ] است . . . گرمابههاى شهر زيباست . . . بازارهايش زير سايه است [ سايهبان دارد ] ، كاخهايش زرقوبرقدار . . . و علم و دانش در آن بسيار است ، رقّه محترقه نزديك آن ، ويران و نابود شده است . رافقه در حومهء رقّه است ، مسجد جامع آن در ميان بازار ريختهگران است . « 4 » به نوشته ياقوت رقه را رقّة البيضاء هم گفتهاند ، ميان آن و شهر حرّان سه روز راه فاصله است . « 5 » حمد الله مستوفى مىنويسد : رقّه از اقليم چهارم و اكنون خراب است . به زبان رومى آن را قالانيقوس خواندهاند و در رسالهء ملكشاهى آمده كه به عهد القادر بالله ، خليفهء عباسى ، جعبرنامى كه حاكم آن ديار بود ، بر لب رود فرات برابر شهر رقّه قلعهاى از سنگ خارا ساخت كه دورش يك هزار گام بود . . . آن قلعه در برابر ده صفّين است كه رزمگاه على ( ع ) و معاويه بود بر لب آب فرات بعدها مشهدى ساخته شد كه شهداى طرفين جنگ صفّين در آنجا مدفون شدند . « 6 »
--> ( 1 ) . سرزمينهاى خلافت شرقى ؛ ص 110 . ( 2 ) . صورة الارض ؛ جزء اوّل ، ص 203 . ( 3 ) . حدود العالم ؛ ص 156 . ( 4 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 198 و 199 . ( 5 ) . معجم البلدان ؛ ج 3 ، ص 59 . ( 6 ) . نزهة القلوب ؛ ص 104 .