حسين قرچانلو
296
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
شهر را آخرين شهر ناحيهء عراق و برخى ديگر آن را آغاز اولين شهرهاى جزيره در كنار رود دجله مىدانند . « 1 » ابن خرداذبه مىنويسد : تكريت از نواحى موصل است و در مقابل آن در صحرا شهر حضر واقع است . « 2 » بلاذرى درباره فتح آن مىنويسد : نسير بن ديسم بن ثور به دستور خالد بن وليد به ناحيهء تكريت در صحرا آمد و مسلمانان غنايمى به چنگ آوردند . همين مؤلف در جاى ديگر مىنويسد : عتبة بن فرقد ، طيرهان و تكريت را بگشود و مردم دژ تكريت را بر جانها و اموالشان امان داد . « 3 » اصطخرى مىنويسد : تكريت بر جانب غربى دجله قرار دارد . « 4 » ابن حوقل كه معاصر با اصطخرى است پس از تأييد گفتهء او مىنويسد : بيشتر مردم آن شهر نصارا هستند و كوهى بزرگ و بلند بر شهر سايه انداخته و در پشت آن جايى است كه به قلعه معروف است . قلعهاى باستانى كه خانههايى دارد و بارهاى محكم آن را دربر گرفته است و گروههاى نصارا در آن سكونت دارند و به بازرگانى مشغولند . در اطراف تكريت از زمان عيسى ( ع ) و حواريون ديرهايى ، بدون تغيير در بناى آنها ، بهجا مانده است . از بزرگترين اماكن تجمع نصارا و قديمترين آنها « بيعة الخضراء » با بنايى از گچ ، آجر و سنگ است . در پايين تكريت نهرى از دجله جدا شده به محلّات و خانههاى شهر جارى مىشود . « 5 » صاحب حدود العالم مىنويسد : تكريت ، شهرى است بر حد ميان جزيره و عراق ، آبادان و خرم و بانعمت . « 6 » به نوشتهء مقدسى اين شهر مركز كنجدكارى است و پشمبافانش بسيارند ، نصارا در آنجا ديرى دارند كه زيارتگاه آنان است و آن را گرامى مىدارند . « 7 » در اواخر قرن ششم هجرى قمرى ابن جبير ، تكريت را ديده و در وصف آن مىنويسد : شهرى بزرگ و گسترده است ، بازارهاى پررونق و مسجدهاى بسيار و پرجمعيت دارد ، مردم شهر كيل و ميزان را در ارائه اجناس و كالا رعايت مىكنند و از نظر اخلاق از بغداديان
--> ( 1 ) . سرزمينهاى خلافت شرقى ؛ ص 62 . ( 2 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 71 و مختصر كتاب البلدان ؛ ص 129 و الاعلاق النفيسه ؛ ص 122 . ( 3 ) . فتوح البلدان ؛ ص 355 و 467 . ( 4 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 79 . ( 5 ) . صورة الارض ؛ جزء اوّل ، ص 20 و 206 . ( 6 ) . حدود العالم ؛ ص 154 . ( 7 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 170 .