حسين قرچانلو

21

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

مشرق ( اقيانوس كبير ) و برزخى ( برزخ سوئز ) كه آنها را از يكديگر جدا مىكند ، چندين قرن در جغرافيا و نقشه‌نگارى اسلامى اثر داشته است . كرامرز آلمانى مىگويد : با آنكه احتمال دارد كه اين تصور در آخرين تحليل بر نوشته‌هاى بطلميوس متكى باشد ، اين واقعيت كه اقيانوس هند غالبا بحر فارس ناميده شده ، مىرساند كه اين دريا ، لااقل ، جزئى از ديدگاه جغرافيايى ايرانيان قديم بوده است . سنتهاى ايرانى در آثار عربى مربوط به سفرهاى دريايى و كشتيرانى تأثير فراوان داشته است . شاهد اين امر استفاده از كلمات فارسى براى مصطلحات و مفاهيم دريانوردى است ؛ از جمله : بندر ، ناخدا ، رهمانى يا راهنامه به معناى دفتر آموزشهاى حركت كشتى . بعضى از اسامى فارسى هم مانند ، خن « 1 » يا لوزى ( خط سير كشتى كه بر روى نقشه‌هاى دريايى رسم مىشده است ) ، قطب الجاه ( قطب ) نشان دهنده تأثير ايرانى در گلباد ( جهت نماى ) عربى است . در نقشه‌نگارى نيز از اصطلاحاتى چون طيلسان ، شابوره و قواره « 2 » ( براى بيان شكل بعضى از سواحل ) استفاده شده است . اين كلمات كه در ابتدا معرف نوعى از لباس بوده ، تا قرن 7 ق / 13 م متداول بوده است . وجود چنين كلماتى نشان مىدهد كه در ايران قديم نقشه‌هايى وجود داشته است . « 3 » تأثير جغرافياى يونان بر جغرافياى اسلامى شواهدى در دست است كه معلومات جغرافيايى و نجومى يونانيان با ترجمهء آثار بطلميوس ( وفات پس از 161 م ) و ديگر فيلسوفان و منجمان يونانى ، خواه از اصل يونانى كتاب يا از ترجمهء سريانى متنهاى يونانى ، به مسلمانان انتقال يافت « 4 » . بطلميوس در آتن و اسكندريه تدريس مىكرد . مهمترين اثر وى كتاب اوّل منظومهء رياضى يا المجسطى « 5 » نام دارد . المجسطى يا مگيستى به معناى « بزرگ » است كه مسلمانان به اين

--> ( 1 ) . Xann ( 2 ) . qowara ( 3 ) . همان ؛ ص 92 - 93 . ( 4 ) . همان ؛ ص 93 . ( 5 ) . Almagesti