حسين قرچانلو

20

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

هفت آسمان است . در علم احكام نجوم براى آن تعبير ديگرى بيان شده است كه هر اقليم همانند با يكى از سيارات و يكى از بروج منطقة البروج است و اقاليم ، قرينه‌هاى زمينى هفت آسمان هستند . اين عقيده در نزد بابليان و يونانيان نيز معروف بوده است . ايرانيان قديم نيز چنين تصور مىكردند ، ولى به جاى تصور طولى نسبت به اقاليم ، تصور دواير متحد المركز را داشتند . قرآن نيز از هفت آسمان سخن مىگويد ، ولى علماى جغرافياى اسلامى به اشتباه اين هفت آسمان را هفت اقليم سنتى مىپنداشتند و بنابر همين طرز تصور به بحث درباره تقسيمات نواحى مختلف زمين مىپرداختند . « 1 » جغرافيانويسان اسلامى تا مدتها تحت تأثير اين طرز تصوّر بودند . با وجود اينكه بيرونى براى اين تقسيم مبناى علمى يا طبيعى قائل نبود و آن را نادرست‌تر از تقسيم زمين به اقاليم به روش يونانيان مىدانست ، ولى جغرافيادانان مسلمان هرگز فريفته تقسيم زمين به سه يا چهار قطعه يا ناحيه ، به روش يونانى نشدند « 2 » و بيشتر آنان از روش هفت اقليم ايرانى تبعيت كردند . شكل 1 تصور دو درياى اصلى ، بحر الروم ( مديترانه ) و بحر فارس ( اقيانوس هند و متفرعات آن يعنى خليج فارس و درياى عمان و . . . ) كه هر دو از بحر المحيط ( اقيانوسها ) سرچشمه گرفته‌اند يكى از جانب شمال غربى ( اقيانوس اطلس ) و ديگرى از جانب

--> ( 1 ) . علم و تمدن در اسلام ؛ ص 88 . ( 2 ) . علم جغرافيا و تطورات آن در جهان اسلام ؛ ص 92 .