حسين قرچانلو

251

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

كه در يك ميلى شمال شهر كهنه واقع بود . اين كاخ از آغاز قرن چهارم هجرى چنان رو به خرابى گذاشت كه اثرى از آن نماند و بدين سبب تاريخ‌نويسان بعد ، كاخ سفيد و ايوان كسرى را طاق كسرى ناميدند و آن يگانه اثرى است كه تا امروز از ابنيه و عمارات پادشاهان ساسانى در آن محل باقى مانده است . « 1 » در اواسط قرن دوم هجرى قمرى ، منصور خليفه عباسى وقتى خواست بغداد را بسازد تصميم گرفت طاق كسرى را خراب كند و سنگ و آجر آن را در بناى شهر جديد به كار برد . خالد بن برمك ، وزير ايرانى او ، هرچه سعى كرد خليفه را از اين تصميم باز دارد مؤثر واقع نشد ، اما وقتى تخريب طاق را شروع كردند و معلوم شد كه خرج و زحمت خراب كردن آن از تهيه آجر و سنگ بيشتر است ، از خراب كردن طاق منصرف شد . « 2 » منصور پس از ساختن بغداد شهر خود را مدينة السلام ( شهر صلح ) ناميد كه اشاره‌اى به بهشت است . « 3 » اين نامى رسمى بود كه در اسناد ، سكّه‌ها و اوزان و مانند آنها آمده است . « 4 » صورتهاى ديگر اين نام بويژه بغدان ، مدينة ابى جعفر ، مدينة المنصور ، مدينة الخلفاء و الوزراء و مدينة السلام ، نيز به كار رفته است . « 5 » نويسندگان مسلمان عرب‌زبان مىنويسند : منصور شهر خود را در محلى ساخت كه از دورهء قبل از اسلام سكونتگاههاى بسيارى در آنجا وجود داشته و مهمترين آنها دهكدهء بغداد « 6 » در ساحل غربى دجله در شمال ريزشگاه رودخانهء صراة به دجله بود كه به آن « قرن الصّراة » مىگفتند . « 7 » بعضى بغداد را همان روستاى بادوريا مىدانند و به بازار سالانهء آن اشاره مىكنند . « 8 » در ابتدا هيچيك از سكونتگاههاى قديمى ( اطراف بغداد ) اهميت سياسى يا بازرگانى نداشت . بنابراين ، مىتوان شهر منصور را نوبنياد به شمار آورد . جهانگردان اروپايى در قرون وسطى غالبا بغداد را با بابل و گاهى با سلوكيه يكى مىدانستند و آن را در گزارشهاى خود بابل ، ( بابلونيا ) « 9 » و مانند آن مىخواندند . منصور

--> ( 1 ) . سرزمينهاى خلافت شرقى ؛ ص 36 . ( 2 ) . همان ؛ ص 37 . ( 3 ) . انعام ، 128 و يونس ، 26 . ( 4 ) . بغداد ؛ ص 3 و 4 . ( 5 ) . معجم البلدان ؛ ج 1 ، ص 456 . ( 6 ) . البلدان ؛ ص 6 . ( 7 ) . همان ؛ ص 6 . ( 8 ) . البلدان ؛ ص 6 و تاريخ بغداد ؛ ج 1 ، ص 25 . ( 9 ) . Babelonia