حسين قرچانلو

233

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

برخى از عجمان ( پارسيان ) مسلمان شدند ، ولى مردم سرزمين بحرين مجوسى و يهود و نصارى بودند و علاء با آنان بر پرداخت جزيه صلح كرد . « 1 » بعدها خليفهء دوم ، عمر ، علاء بن حضرمى را از بحرين احضار كرد و به جاى او عثمان بن ابى العاص ثقفى را بر بحرين و عمان گمارد . « 2 » به نوشته ابن خرداذبه دهات بحرين عبارتند از : خط ، قطيف ، آرة ، هجر ، فروق و بينونه . « 3 » دربارهء مرزهاى بحرين گفته شده كه بحرين از سمت مغرب به سرزمين يمامه متصل است و سرزمين يمامه از جانب مشرق به بحرين ، از طرف مغرب به مكه و شمال به بيابانى كه به عذيب و ضرّيه و نباج و ديگر حدود بصره متصل است ، محدود مىشود . « 4 » به نوشته اصطخرى ميان بحرين و عمان بيابانى است ، . . . از روزگار بنى اميه ، آل حنظلة بن تميم از فرزندان عروة بن أديه ، از بحرين به فارس آمدند ؛ . . . حسن جنّابى كه او را بو سعيد مىگفتند و مذهب قرمطيان داشت ، از آنجا براى بازرگانى به بحرين آمد ، ولى عربها را دعوت كرد و قومى بسيار بر او گرد آمدند . « 5 » به نوشتهء همدانى ، بحرين را به سبب رودهايش ، محلّم و عين الجريب ، به اين نام خوانده‌اند . « 6 » صاحب حدود العالم مىنويسد : بحرين ناحيتى است با مردم بسيار و شهرها و ديه‌ها و جايهاى آبادان . « 7 » مقدسى در نيمه دوم قرن چهارم فقط از بحرين و هجر نام برده است . او مىنويسد : احساء قصبهء هجر است و بحرين خوانده مىشود . « 8 » ادريسى در قرن ششم ، شهرهاى منطقهء بحرين را نام برده و دربارهء هر كدام شرح مبسوطى داده است . اين شهرها عبارتند از : هجر ( هگر ) و حمص ، قطيف ، احساء ، بيشه ، زاره و خط كه تيرهاى خطّى منسوب به اين شهر است . « 9 » در سال 605 ، پيش از حملهء مغول ، در ولايت بحرين نوعى خرما به عمل مىآمد كه از آن شراب درست مىكردند . « 10 » به نوشته ياقوت

--> ( 1 ) . همان ؛ ص 113 و 114 . ( 2 ) . همان ؛ ص 119 . ( 3 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 152 . ( 4 ) . الاعلاق النفيسه ؛ ص 213 . ( 5 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 28 ، 123 و 130 . ( 6 ) . صفة جزيرة العرب ؛ ص 251 . ( 7 ) . حدود العالم ؛ ص 169 . ( 8 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 43 . ( 9 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 386 . ( 10 ) . جهان نامه ؛ ص 74 .