حسين قرچانلو

229

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

شهرى بزرگتر از آن نيست . « 1 » به نوشته حمد الله ، عمان بزرگترين شهر ( جنوب شرقى ) عربستان است و درياى عمان بدان منسوب است . « 2 » صحار شهر و بندرى است در ساحل درياى عمان . ابن خرداذبه مىنويسد : عمان همان صحار و دبا است . « 3 » بر كرانهء درياى پارس هيچ شهرى آبادانتر و توانگرتر از صحار نيست . « 4 » به نوشتهء همدانى ، صحار بزرگترين خوره ( ناحيه ) سرزمين عمان است . « 5 » در قرن چهارم هجرى قمرى شهرى مهمتر و آبادتر از صحار ، قصبهء عمان بر كرانهء درياى چين ، نبوده است . اين شهر پرجمعيت گردشگاهها و ثروت بسيار داشته و ميوه‌خيز و پربركت و ثروتمندتر از زبيد و صنعاء بوده است . بازارهايش شگفت‌انگيز ، خانه‌هايش از آجر و چوب ساج . . . و جامع آن با گلدسته‌هاى زيبا و بلند در كنار دريا و در انتهاى بازارها قرار داشته است ، چاههاى آبش شيرين و كاريزى گوارا داشته و مردم در اين شهر از هر جهت در رفاه بوده‌اند . [ شهر ] درگاه چين و انبار مشرق‌زمين و عراق و پناهگاه يمن محسوب مىشده است . بيشتر مردمش ايرانى بوده‌اند . . . محراب مسجد جامع آن چنان ستاره‌كوبى شده كه از هر جهت بچرخى [ و بدان نگاه كنى ] رنگ‌به‌رنگ مىشود به طورى كه از يك طرف زرد و از طرف ديگر سبز و از سويى ديگر سرخ رنگ ديده مىشود . « 6 » هر ساله بازرگانان بسيارى از سرزمينهاى ديگر به آنجا آمد و رفت مىكنند و تمام كالاهاى يمن به آنجا آورده مىشود . « 7 » بناهاى شهر همه از آجر و ساج ساخته شده و در آن نواحى ، شهرى همانند آن از نظر ( خوش‌ساختى ) بنا نبوده است . « 8 » در اوايل قرن دهم هجرى قمرى پرتغاليها صحار [ و عمان ] را تصرف كردند ؛ بعدها ناصر بن مرشد يعربى ، امام عمان ، بر صحار دست يافت . « 9 » نزوه ، در دامنهء كوه اخضر ، از شهرهاى قديم عمان و در 150 كيلومترى جنوب

--> ( 1 ) . تقويم البلدان ؛ ص 99 . ( 2 ) . نزهة القلوب ؛ ص 263 . ( 3 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 60 . ( 4 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 27 . ( 5 ) . صفة جزيرة العرب ؛ ص 237 . ( 6 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 131 و 132 . ( 7 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 156 . ( 8 ) . معجم البلدان ؛ ج 3 ، ص 369 . ( 9 ) . تاريخ مسقط و عمان ، بحرين ، قطر و روابط آنها با ايران ؛ ص 330 - 331 و 364 .