حسين قرچانلو
228
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
سامى به نزد معتضد آمد و از وى مدد خواست . معتضد مردى را به نام ابو ثور با وى راهى عمان كرد ، او عمان را فتح كرد و خطبه به نام معتضد عباسى خواند . قوم شراة به ناحيتى كه آن را نزوه خوانند مسكن گزيدند . « 1 » به نوشتهء صاحب حدود العالم « عمان شهرى است عظيم بر كران دريا و اندر وى بازرگانان بسيارند و باركدهء همه جهان است و هيچ شهرى نيست اندر جهان كه اندر وى بازرگانان توانگرتر از آنجا بود و همهء جهازهاى ( كشتيهاى ) مشرق و مغرب و جنوب و شمال بدين شهر افتد و از اينجا به جايها ببرند » . « 2 » واليان قرمطى از سال 317 تا 375 هجرى قمرى به عمان آمدوشد داشتند . . . و مردم نزوه ، كه خوارج بودند ، حكومت را به دست گرفتند و قرامطه و رافضيان را قتلعام كردند . « 3 » مقدسى ، عمان را يكى از چهار خورهء ( ناحيهء ) بزرگ جزيرة العرب نام مىبرد و مىنويسد : هشتاد فرسخ در هشتاد فرسخ است . قصبهء آن ( مركز آن ) صحار و شهرهايش : نزوه ، سرّ ، ضنك ، حفيت ، دبا ، سلوت ، جلّفار و . . . است . تمام [ اين سرزمين ] نخلستان و باغ است ، آب مشروب ايشان از چاههاست كه با گاو بيرون مىكشند و بيشتر [ عمان ] كوهستانى است . « 4 » مهره به عمان متصل است و در شمال آن قرار دارد . عمان سرزمينى مستقل ، پرجمعيت با درختان نخل و ميوههاى گرمسيرى بسيار چون موز ، انار ، انجير و انگور است . دو شهر صور و قلهات ، از شهرهاى عمان ، بر ساحل درياى نمك فارس واقع است . اين دو شهر كوچك ، ولى آبادند . آب آشاميدنى مردم عمان از چاهها تأمين مىشود . مردم آنجا ماهى و مرواريد صيد مىكنند . « 5 » ياقوت ، عمان را خورهاى عربى بر ساحل درياى يمن و هند و در اقليم اول و در مشرق هجر « هگر قديم » مىداند . او مىنويسد : عمان شهرها ، نخلستانها و زراعت فراوان دارد . گرماى آن ضرب المثل است . « 6 » ابو الفداء مىنويسد : عمان شهر بزرگى است و لنگرگاهى دارد كه كشتيهاى سند و هند و چين و زنگبار بدانها درآيند و قصبهء آن ، صحار ، بر كنار درياى پارس است و
--> ( 1 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 27 . ( 2 ) . حدود العالم ؛ ص 169 . ( 3 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 131 . ( 4 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 102 ، 104 ، 132 و 133 . ( 5 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 155 . ( 6 ) . معجم البلدان ؛ ج 3 ، ص 717 .