حسين قرچانلو
226
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
زبان عربى جنوبى به معناى كرانه ( ساحل ) است . « 1 » شحر در بيابانى از شن با ديوارى از گل به دور آن بود و در گوشه و كنار آن برجهاى مثلثشكلى قرار داشت . در كنار باروى شهر قلعههاى دايرهشكلى براى حفاظت از شهر ساخته بودند . سواحل سرزمين شحر را بيشتر كوههايى مىپوشانيد كه تا ساحل دريا پيش آمده بود . در اين كوهها بخور مىروييد و بندر اين سواحل ، شهر حاسك ، بر كنار خليج بزرگى بوده كه كوريا موريا خوانده مىشد . « 2 » ابن خرداذبه نخستين جغرافيادان مسلمان است كه ضمن وصف راه ساحلى جنوب عربستان از عمان تا مكه ، شحر را ياد كرده است . او مىگويد : سرزمين كندر است . « 3 » به نوشتهء اصطخرى ، ديار مهره ، قصبهاى دارد كه شحر خوانده مىشود . ولايتى خشك است . زبانشان دشوار است . از آنجا نجيبان نيكرو خيزد و كندر از آنجا آورند . « 4 » صاحب حدود العالم مىنويسد : از شحر ، استران نيك خيزد و لبان ( صمغ عربى ) از آنجا به همه جهان مىبرند . « 5 » به نوشته مقدسى شحر مركز صيد ماهيهاى بزرگ است كه به عمان و عدن و ديگر جاهاى يمن و بصره برده مىشود . درختهاى كندر ( صمغ ) در آنجا مىرويد . « 6 » به نوشته ادريسى در شحر قبايل مهره كه عرب خالصند ، سكونت دارند . . . اكثر اين سرزمين خشك است . « 7 » عنبر شحرى ( منسوب به شحر ) در سواحل شحر يافت مىشود . « 8 » به نوشتهء ابو الفداء مركز بلاد شحر شهر ظفار است . در بلاد شحر بسيارى از گياهان هند مانند نارگيل يافت مىشود . در شمال آنجا ريگزار احقاف واقع است . « 9 » عمان عمان « 10 » ، سلطاننشينى مستقل در گوشهء جنوب شرقى شبهجزيرهء عربستان است . پايتخت
--> ( 1 ) . المفصل فى تاريخ العرب . . . ؛ ج 1 ، ص 177 . ( 2 ) . جغرافية شبه جزيرة العرب ؛ ص 357 و 365 . ( 3 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 147 و كتاب الخراج ؛ ص 192 . ( 4 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 27 . ( 5 ) . حدود العالم ؛ ص 168 . ( 6 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 77 و 126 . ( 7 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 154 و 155 . ( 8 ) . معجم البلدان ؛ ج 3 ، ص 263 . ( 9 ) . تقويم البلدان ؛ ص 93 . ( 10 ) . Oman