حسين قرچانلو
17
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
تأثير جغرافياى هندى بر جغرافياى اسلامى روايات اسلامى ارتباط با دانش هندى را چنين بيان كردهاند كه به سال 154 يا 156 هجرى قمرى در سفارت هند در دربار منصور عباسى ، دانشمندى هندى به نام كنكه يا كنكا « 1 » بود كه در شناسايى حركات كواكب و محاسبهء آنها و ساير كارهاى نجومى بنابر طريقهء دانشمندان قوم خود و مخصوصا روش كتابى سنسكريتى به نام « سوريا سدّهانتا » « 2 » تأليف براهما گوپتا « 3 » ( متولد 598 م ) رياضيدان و منجم مشهور مهارت داشت . منصور به او تكليف كرد كه آن كتاب را خلاصه كند . سپس دستور داد تا آن را به عربى ترجمه كنند تا كتابى در دست مسلمانان باشد كه آن را مبناى محاسبهء حركات ستارگان قرار دهند . « 4 » محمد بن ابراهيم فزارى و يعقوب بن طارق اين مهم را انجام دادند و از آن زيجى پديد آوردند كه ميان دانشمندان مسلمان به سند هند مشهور شد و تا زمان مأمون عباسى كه روش بطلميوس در محاسبهء كواكب و جداول فلكى بتدريج متداول شد ، جز به زيج فزارى عمل نمىكردند . كلمهء سدّهانتا ( سند هند ) در زبان سنسكريتى به معناى معرفت ، علم و روش علمى است ، اما در محيط اسلامى تحت تأثير اشتقاقهاى عاميانه به « السند هند » مبدل شد كه تسميهء عربى دو قسمت هندوستان يعنى سند و هند از آن مايه گرفته است . « 5 » دانشمندان براى آنكه ميان اين كتاب و كتاب سند هند ابو جعفر محمد بن موسى خوارزمى ( م . 232 ) ، كه در زمان مأمون تأليف كرده بود ، تمايزى باشد آن را سند هند كبير ناميدند . « 6 » تأثير نجوم هندى بر جغرافياى اسلامى بيش از تأثير جغرافياى هندى بوده است . هنديان را از لحاظ استعداد و پيشرفت در جغرافيا با يونانيان مقايسه مىكردند ؛ اما يونانيان را در جغرافيا پيشرفتهتر مىدانستند . « 7 »
--> ( 1 ) . Kanka ( 2 ) . Surya - Siddhenta ( 3 ) . Brahmagupta ( 4 ) . تاريخ نجوم اسلامى ؛ ص 188 و 189 . ( 5 ) . تاريخ الادب الجغرافى العربى ؛ ص 77 و تاريخ نجوم اسلامى ؛ ص 189 . ( 6 ) . تاريخ نجوم اسلامى ؛ ص 189 - 190 . ( 7 ) . علم جغرافيا و تطورات آن در جهان اسلام ؛ ص 92 .