حسين قرچانلو

133

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

فصل هشتم كيهانشناختى ، تدوين كتابهاى جغرافياى ناحيه‌اى و محلى ، تأليف فرهنگنامه‌هاى جغرافيايى و انحطاط جغرافيا و بررسى عوامل آن كيهانشناختى « 1 » ( كيهان‌نگارى ) همان تحقيق و بررسى در ماهيت جهان مادى است كه پيوسته مورد توجه بشر بوده است . به بيان ديگر پژوهشى علمى است درباره قوانين كيهانى و فلسفهء طبيعت و هستى كه معمولا به وسيلهء دانشمندان رشتهء نجوم ، فيزيك و رياضيات انجام مىشود . « 2 » صورت ابتدايى آن همان تعبيرات اساطيرى است و سپس شاخه‌اى از فلسفه مابعدالطبيعه شده و عاقبت پس از دهه دوم قرن بيستم به صورت علمى مستقل درآمده است ؛ مثلا داستانهاى آفرينش كه در اديان آمده ، صورتهايى از كيهانشناختى است . اسطوره‌هاى كيهانشناختى غالبا در دينهاى ابتدايى با شعائر دينى و مطالب مربوط به آفرينش يا تكامل جهان همراه بوده است . كار فلسفه در مراحل اوليه تغيير دادن شكل اين اسطوره‌ها و عقلانى كردن آنها بوده است ؛ زيرا اين گونه بحثها با گذشت زمان تكامل نمىيافت . در قرنهاى ششم و هفتم هجرى كتبى تأليف شده كه فقط به جغرافيا اختصاص نداشته ، بلكه در آنها از كيهانشناسى ، آفرينش جهان ، احكام نجوم و موضوعات مشابه نيز بحث شده است . هدف اصلى از اين گونه تأليفات آن بوده است كه معرفت دربارهء جهان به صورتى منظم و دسته‌بندى شده در دسترس خوانندگان معمولى گذاشته شود . بدون شك مؤلفان اين كتب از منابع قديم عربى بهره مىگرفته‌اند .

--> ( 1 ) . cosmology ( 2 ) . فرهنگ گيتاشناسى ( اصطلاحات جغرافيايى ) ؛ ص 11 و فرهنگ فارسى مصاحب ؛ ج 2 ، ص 2345 .