حسين قرچانلو

109

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

غالبا ميان معلومات نظرى و عملى تناقضهايى پيدا مىشد و اين يكى از مسائل دشوارى بود كه جغرافيانويسان و جهانگردان مسلمان با آن روبرو بودند . همين تعارض ميان نظر و عمل تكامل جغرافياى اسلامى را در دورهء بعد معين كرد . هنگامى كه « اصحاب عمل » يعنى علماى علوم عقلى جاى خود را به « اصحاب نظر » يعنى علماى علوم نقلى دادند ، انحطاط جغرافياى اسلامى قطعى شد . « 1 » اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم هجرى قمرى را مىتوان اوج شكوفايى جغرافياى اسلامى دانست . در اين زمان اطلاعاتى كه مسلمانان از يونانيان و اقوام ديگر گرفته بودند ، با پژوهشها و مشاهدات و مسافرتهايشان تلفيق شد و به درجه‌اى از تكامل رسيد ؛ بعلاوه در ادبيات عربى اسلامى جغرافيا موقعيت ويژه‌اى يافت و براى بيان مطالب جغرافيايى شيوه‌ها و اشكال خاصى ابداع شد و رواج و قبول عامه يافت . كارهاى بيرونى در جغرافيا در قرن پنجم هجرى قمرى از دو لحاظ حائز اهميت است ؛ وى از طرفى خلاصه‌اى انتقادى از مجموع اطلاعات زمان خويش را فراهم آورد و چون از نقش ايرانيان ، يونانيان ، هنديان و اعراب در جغرافيا آگاه بود ، توانست تحقيقى مقايسه‌اى در مطالب جغرافيايى انجام دهد . او معتقد بود كه در اين زمينه يونانيان از هنديان پيشرفته‌تر بوده‌اند و اين سبب شده است كه روش و طرز كار يونانيان پذيرفته شود . بيرونى تعصب بى جا نداشت و از نظريات بيشمارى كه با مفروضات يونانى سازگارى نداشت ، جانبدارى مىكرد . از طرف ديگر ، وى وضع جغرافيايى بسيارى از شهرها را اندازه گرفت و طول قوس يك درجه را بر روى نصف النهار نيز حساب كرد : به اين ترتيب يكى از سه عمل بزرگ مسّاحى تاريخ نجوم اسلامى به دست وى انجام گرفته است . بيرونى در جغرافياى عمومى و فيزيكى و انسانى پيشرفتهايى داشته است . او با اتكا به نوشته مسعودى مبنى بر اينكه تخته‌پاره‌هايى از يك كشتى اقيانوس هند در مديترانه پيدا شده بود ، به امكان وجود راههاى آبى ميان اقيانوس اطلس و هند در جنوب جبال القمر ( كوههاى كليمانجارو ) و سرچشمه‌هاى نيل پى برد ؛ ولى رسيدن به آن راهها

--> ( 1 ) . علم جغرافيا و تطورات آن در جهان اسلام ؛ ص 107 .