محمد حسن سمسار

89

جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )

سرائى جز گيتى تندرست و با خرد و رسا آفريد و خردشان را كامل كرد و در ايشان معرفت و دانش نهاد ، و نعمت خود را بر آنان تمام كرد و انسانى كه مأمور و نهى گشته و نعمت داده شده است همان روانى است كه در تن است ، و تنها كالبدهائى براى روانهايند و فقط روان زنده و توانا و دانا است و گفت همه جانوران يك گونه‌اند و به زير بار تكليفند و بنا باختلاف صورت و زبانشان امر و نهى نيز متوجه آنان ميگردد . و چون خداى تعالى در سرائى كه ايشان را بيافريد بر سپاسگزارى از نعمت‌هائى كه به آنان داده بود ايشان را تكليف كرد ، گروهى پاى تا سر فرمان او بردند ، و دسته‌اى در برخى فرمان و در پاره‌اى سرپيچى كردند . پس هركه از وى فرمانبردارى كرد او را در سراى آسايش كه وى را در آن آفريده است برقرار سازد ، و هركه در همه كار گناه ورزد از سراى آسايش او را بسراى رنج پايدار كه دوزخ باشد در افكند . و هركه او را در برخى از چيزها فرمان برداد باشد بگيتى اندر آورد و اين كالبدهاى شوخگين و پليد را به روى بپوشاند و او را به سختى و بدبختى و خشكسالى و آسايش و لذت و دردها گرفتار كند و به اندازه گناهها و سركشىهائى كه در سراى پيشين كه در آن آفريده شده بود كرده ، وى را به پيكرهاى گوناگون از آدميان گرفته تا پرندگان و چارپايان و درندگان و حشرات اندر آورد . هركه گناهش در اين سراى كمتر و طاعتش بيشتر باشد صورت وى در گيتى زشت‌تر است . و روان در كالبدهاى گوناگون تا هنگاميكه طاعاتش آميخته بگناهان اوست تازه گردد و كالبدهاى او در انسانيت و بهيميت به اندازه طاعت و گناههاى او است ، و همواره از سوى خداوند پيغمبرانى به هرگونه از جانوران فرستاده شود و آنان را بر امر و نهى خود مكلفد گرداند تا اينكه كردار جانوران طاعت محض و سره شود . آنگاه به آسايش جاودان كه همان سرائى است كه در آن آفريده شده‌اند باز گردد و اگر كردار آن گناه محض شود و به دوزخ اوفتند و در دوزخ پايدار بمانند و اين گفتار ابن خابط در تناسخ اراوح است « 166 » . »

--> ( 166 ) - الفرق بين الفرق ص 195 - الملل و النحل ص 47 .