محمد حسن سمسار

90

جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )

عقايد معتزله تا خلافت متوكل عباسى بسال 232 ه . در نهايت قدرت انتشار و توسعه يافت ، بويژه موضوع قديم يا مخلوق بودن قرآن . اهل سنت و حديث به قديم و ازلى بودن قرآن ايمان داشتند ، و حتى پيروان امام احمد حنبل « هريك از نسخ قرآن بلكه غلاف آن را ازلى ميدانستند « 167 » . » در برابر معتزله كلام خدا را حادث مىشمردند . « * » اين باور اگرچه بروزگار هارون الرشيد قوت زياد گرفت ، اما سخت‌كشىهاى هارون و تعصب او از گسترش اين عقيده جلوگيرى كرد . در عصر مأمون ( 198 - 218 ه . ) اين عقيده آشكار گرديد و گسترش يافت تا جائى كه مأمون پيرو آن شد . كار ايمان به اين باور در مأمون به جائى كشيد كه فرمان داد ، امام حنبل را كه بقدمت قرآن پاىبند بود و در آن پافشارى ميكرد تازيانه زدند و بزنجير كشيدند . حتى تفتيش عقايد در اين باره برقرار شد . اين تفتيش عقايد كه به « محنه » مشهور است در مورد قضاة و شهود و محدثين اجرا گرديد . بروزگار خلافت معتصم ( 218 - 227 ه . ) نيز كار ( محنه ) ادامه يافت ، و باز امام حنبل را به زير تازيانه كشيدند و محبوس ساختند . در اين سخت‌گيرى احمد بن ابى داود قاضى القضات معتزلى مذهب سهم بسزا داشت . وى از شاگردان و اصل بن عطا بود . در خلافت واثق ( 227 - 232 ه . ) وضع به همين روش ادامه يافت . احمد بن ابى داود و جعفر بن حرب همدانى ( در گذشته بسال 236 ه . ) تفتيش عقايد را ادامه دادند و كار به جائى كشيد كه در سال 231 ه . تنها آندسته از اسراى

--> ( 167 ) - خاندان نوبختى ص 43 . ( * ) - معتزله بر خلاف ديگر فرق قرآن را مخلوق ، و خالق آن را خداوند ميدانستند و استدلال ميكردند كه در غير اين صورت بايد قرآن را نيز ازلى و غير مخلوق بدانيم كه در اين صورت براى خداوند در ازلى و غير مخلوق بودن شريك قايل شده‌ايم . آنها قرآن را از نظر مضمون و مفاد و انديشه قدسى ميشمردند نه از نظر واژه‌ها و حروف .