محمد حسن سمسار

75

جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )

بندگان آزاد شده‌ى عبد قيس بود . وى نيز بروش اسيرزادگان رفت كه بيشتر بدعتها از ايشان پديد آمده است ، و رسوائى او به آنجا رسيد كه گروهى از همكيشان وى كتابهائى در كافر شمردن او نوشتند . و گفتند كه سخن او بگفتار دهريه كشيده مىشود « 117 » . » ابو الهذيل محمد بن عبيد الله بن محكول العبدى معروف به علاف ( 135 - 235 ه . ) مردى آگاه بفلسفه بود . سبب خواندن او بنام علاف آن بود كه در بصره در كوى علافان ميزيست « 118 » . 4 - نظاميه : « اينان پيرو ابو اسحاق بن سيارند ، كه معروف به نظام بود « 119 » معتزله خود را بوى بندندى و پندارند . كه او نظم‌بخش منثور و منظوم بود . وى در بازار بصره مهره برشته كشيدى از اينروى او را نظام گفتندى « او در جوانى باثنويه « 120 » و سمنيه « 121 » هم‌نشينى داشت و از افكار و عقايد آنها بهره گرفته بود »

--> ( 117 ) - الفرق بين الفرق ص 78 . ( 118 ) - الفرق بين الفرق ص 349 - الفهرست ص 295 - الملل و النحل ص 38 . ( 119 ) - نظام : آنكس كه مرواريد خرد را در سلك نظم كشد او را نظام گويند ، و آن بانفراد حرفه‌اى است در بغداد . ( عرايس الجواهر ص 109 ) . ( 120 ) - ثنويه : طايفه‌اىاند كه دو ازلى اثبات كنند ، كه ايشان را اصحاب الاثنين گويند و زعم ايشان آنست كه نور و ظلمت دو ازلىاند قديم ، بخلاف مجوس كه بحدوث قايلند و سبب حدوثش روشن ميدارند ، و اين طايفه گويند نور و ظلمت در قديم متساويند و اختلافشان در جوهر و طبع و فعل و حيز و مكان و اجناس و ابدان و ارواح مىباشد . الملل و النحل ص 190 . ( 121 ) - سمنيه : منسوب به سمن يا شمن هستند كه روحانيون بودائى بودند . دين بودائى در هنگام ظهور اسلام در خراسان رواج داشت و مسلمين پيروان آن آئين را سمنيه ميخواندند . « الفهرست ص 484 . » سمنيه : از كلمه سمن - كيش اين فرقه و يا بتعبير بعضى از لغويون اسلامى اسم