محمد حسن سمسار
265
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
نمىيافت . سيراف كه بقديم شهرى معمور بود ، وجه خاص آل بويه از آنجا مرتب ميكردند ، بواسطه ملوك قيس كه جزاير بدست فرو گرفتند و آن را خراب گردانيدند خمارتكين دو نوبت لشكر تمام ترتيب كرد و بر سيراف كشيد و از تلافى آن عاجز ماند هر نوبتى بتحفهء چند محقر از مال خشنود مىگشت و باز ميگرديد « 363 » . » اين نوشتهها به خوبى ناتوانى حكومت فارس را براى حمايت از بزرگترين بندر بازرگانى خود نشان ميدهد . گفتيم كه در آشفته بازار سياسى پايان سده پنجم در فارس ، بنى قيصر توانستند كيش را بسرعت و بدون دردسر جانشن سيراف سازند . پس از كشته شدن فضلويه شبانكاره در سال 464 ه . مدتى فارس بدون حاكم ماند تا سرانجام به سال 466 . ركن الدوله خمار تكن از طرف ملكشاه بحكومت فارس رسيد . « و بعهد كريم جلالى سقاة الله ركن الدوله داشت و تدبير كارها ندانستى كردن اما با اينهمه امنى بود و عمارتى ميكردند باز بروزگار فتور در سال دو بار تاختن شبانكاره بودى از يك جانب و تاختن ترك و تركمان از ديگر جانب و آنچه يافتندى بغارت بردندى و بر سرى مردم را مصار كردندى تا يكباركى مستأصل شدند « 364 » . » وى مردى شايسته و كاردان نبود و بگفته ابن بلخى « قدرت رأى و تدبير آن نداشت كه تلافى اين حال كند . » با اين همه كوشيد تا با ايجاد نيروى دريائى جزيره كيش را بگيرد ، و راه بازرگانى سيراف را باز نگاهدارد . اما اميران كيش از ناتوانى او بهره بردند و او را در مقابل دادن رشوه خريدند . سرانجام بنى قيصر نه تنها راه بازرگانى سيراف را بستند ، بلكه بر سيراف نيز مسلط شدند .
--> ( 363 ) - شيرازنامه زركوب ص 42 . ( 364 ) - فارسنامه ابن بلخى 133 .