محمد حسن سمسار
266
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
و « بعاقبت چنان شد كه يكى از خانان او ابو القاسم و سيراف نيز بدست گرفت و بهر دو سه سال كى لشگرى را آنجا فرستادى و رنجها كشيدندى از وى چيزى نتوانستندى ستدن « 365 » . » بدين ترتيب بازرگانان ديگر كالاهاى خود را بسيراف نمىبردند ، و براى خريد كالا نيز كمتر بسيراف ميرفتند . بدينسان بازرگانى سيراف تنها به ورود پارهاى از كالاهاى مورد نياز فارس محدود گرديد . « و چون حال آنجا برين گونه بود و هيچ بازرگانى بسيراف كشتى نيارست آورد ، از بهر ايمنى راه بكرمان يا مهربان يا دروق و بصره او كندند و بر راه سيراف جز چرم زرافه « * » و اسبابى كه پارسيانرا به كار آيد نياوردند و از اين سبب خراب شد « 366 » . » پايان سده پنجم هجرى ، پايان زندگى افسانهآميز بندر سيراف ، و آغاز شكوه و رونق كيش بود . نه تنها راههاى دريائى به كيش پايان ميگرفت و يا آغاز ميگرديد ، بلكه راه بزرگ بازرگانى شيراز بسيراف نيز بسوى كيش تغير سو داد . راه تازه متوجه هزو گرديد كه بندرى در برابر جزيره كيش بود . اين راه را ابن بلخى چنين شرح داده است : و از شيراز تا سيراف به راه فيروز آباد هشتاد و شش فرسنگ . منزل اول كفره پنج فرسنگ . منزل دوم كوار پنج فرسنگ . منزل سوم خنيفقان پنج فرسنگ . منزل چهارم فيروز آباد هفت فرسنگ . منزل پنجم صمكان هشت فرسنگ . منزل ششم هبرك هفت فرسنگ .
--> ( 365 ) - فارسنامه ابن بلخى 136 . ( 366 ) - فارسنامه ابن بلخى . ( * ) - « پوست وى سخت بود ، از آن جوشنها سازند ، آهن بوى كار نكند » ص 569 عجايب المخلوقات و . . . .