محمد حسن سمسار

260

جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )

چون آبادانى و بازرگانى هميشه در سايه امن و آرامش امكان‌پذير است . بناچار پس از آغاز اين كشمكش‌ها سيراف كه مهمترين بندر خليج فارس بود از خسارات و صدمات ناشى از آن بىبهره نماند . آشفتگى اوضاع و ناامنى راهها در فارس به حدى بود كه بسال 443 ه . كه ناصر خسرو قباديانى پس از بازگشت از مكه به مهروبان در كنار درياى فارس ميرسد ، بسبب ناامنى راهها نميتواند به سفر خود در فارس ادامه دهد ، و بناچار از مهروبان بارجان و از آنجا باصفهان ميرود . « و در اين تاريخ ( 443 ه . ) كه من به آنجا ( مهروبان ) رسيدم اين شهر بدست پسران باكاليجار بود كه ملك پارس بود . . . . و من در اين شهر مهروبان بماندم بسبب آنكه گفتند راهها ناايمن است از آنكه پسران باكاليجار را باهم جنگ و خصومت بود و هريك سرى ميكشيدند و ملك مشوش كشته بود . گفتند به ارجان مردى بزرگست و فاضل او را شيخ سديد محمد بن عبد الملك گويند چون اين سخن شنيدم از بسكه از مقام در آن شهر ملول شده بودم رقعه‌ئى نوشتم به دو و احوال خود اعلام نمودم و التماس كردم كه مرا از اين شهر بموضعى رساند كه ايمن باشد . چون رقعه بفرستادم روز سوم سى مرد پياده ديدم همه با سلاح بنزديك من آمدند و گفتند ما را شيخ فرستاده است تا در خدمت تو بارجان رويم و ما را بدشوارى بارجان بردند » « * » . قدرت يافتن حكومتهاى محلى فارس ، چون حكام شبانگاه كه بجنگ با بازماندگان ديالمه پرداختند و سبب از ميان رفتن آنها گرديدند نيز ضربه‌هاى شديدى بر بازرگانى سيراف وارد آمد . بررسى نوشته مورخين و جغرافيانويسان اين موضوع را ثابت مىكند . چنان كه در جنگ بين ابو على فرزند شرف الدوله ، و صمصام الدوله بر سر حكومت فارس ، ابو على بفسا رفت و بنا به نوشته ميرزا حسن فسائى « آنچه

--> ( * ) - سفرنامه ناصر خسرو - ص 121 .