محمد حسن سمسار

254

جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )

نتوانست داد مگر اتابك چاولى كى آن جمله اعمال را مستخلص گردانيد بقهر « 352 » » ابو العباس زركوب مىنويسد : « نقل است و در تواريخ مسطور كه در فارس قديما هفتاد و سه قلعه بود كه ملوك فرس و سلاطين بهر مصالح شهريارى معمور و معتبر ميداشتند بعد از زمان عضد مايه افساد متمردان و سبب فتنه‌انگيزى ظلمه گشته بود اتابك چاولى به نيك‌خواهى مسلمانان جمله قلاع و حصنها را خراب كرد و از مرد بينداخت « 353 » » اين رويدادها به خوبى آشفتگى فارس را پس از فرو افتادن شاهنشاهى ديلميان مىرساند . كشمكش‌ها و جنگلهاى داخلى فارس نزديك بيك قرن دوام داشت . در چنين گير و دارى پيداست كه بر سراسر شاهنشاهى ديلميان ، بويژه در فارس كه مركز اصلى آنان بشمار ميرفت چه ميگذشت . در چنين شرايطى طبيعى است كه كار بازرگانى نميتوانست رواجى داشته باشد . چه بازرگانى پيش از هرچه ديگر به ثبات و امنيت نيازمند است . سيراف كه زندگى خود را از راه بازرگانى اداره ميكرد ، ديگر نميتوانست در چنين آشفته بازارى بحيات خود ادامه دهد . سيراف براى ادامه زندگى بايد كالاهاى فارس و ديگر نواحى شاهنشاهى ديلمى را صادر ميكرد ، و كالاهاى شرق دور را وارد . اما در فارس كالائى براى صدور وجود داشت ، و نه كسى را توان آن بود كه كالاى چين و هند را خريدارى كند . آشفتگى اوضاع سياسى و اجتماعى ، عدم ثبات حكومت ، جنگ ، قتل و غارت و برادركشى ، ناامنى شهرها و راهها ، همه شاهنشاهى ديلمى بويژه فارس را رو بويرانى برد ، و سيراف نيز بيش از ديگر شهرها زيان ديد . و چون زندگى اين بندر به بازرگانى وابسته بود زودتر از ديگر نقاط ايران ويران گرديد .

--> ( 352 ) - فارسنامه ابن بلخى ص 140 . ( 353 ) - شيرازنامه ص 26 .