محمد حسن سمسار
206
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
« بين درياى سوم يعنى درياى هر كند ، و درياى دوم كه لاروى باشد چنان كه گفتيم جزاير بسيار هست . . . در اين جزاير عنبر بدست آيد كه از دريا برون اندازد . از ناخدايان سيرافى و عمانى و تجار ديگر كه به اين جزاير آمد و رفت داشتهاند مكرر شنيدهام كه عنبر بقعر اين دريا ميرويد « 290 » . » « . . . . . و اينكه جزر و مد درياى حبشى از درياهاى ديگر آشكارتر است آوردهايم و من ناخدايان سيرافى و عمانى درياى چين و هند و سند و زنگ و قلزم و حبشه را ديدم كه درباره غالب مطالب مربوط بدرياى حبشى بر خلاف فلاسفه كه وسعت مساحت دريا را نقل كردهاند سخن دارند « 291 » . » و اين سلطه ناخدايان سيرافى را بر درياها بويژه درياى پر خطر زنگ مىرساند . كشتىهاى سيرافى در درياى سرخ ( قلزم ) كشتىهاى سيرافى تا جده بيشتر نميرفتند ، زيرا كشتىهاى سيرافى بزرگ بود و قادر نبودند در درياى قلزم زياد پيش روند . ابو زيد مينويسد : سفاين متعلق بكشتيبانان سيراف ، بعد از ورود به درياى قلزم به جده ميرسند ، و در اين بندر كالاهاى خود را به كشتىهائى كه عازم مصر هستند بارگيرى ميكنند . و اين كشتىها را سفاين قلزم ميخوانند . كشتىهاى درياى احمر طورى ساخته شده بودند كه كمتر در آب فرو ميرفتند و خطر برخورد آنها با صخرههاى دريائى كمتر بود . زمان مسافرت كشتىها از سيراف در نيمه تابستان به طرف چين حركت ميكردند . انتخاب اين زمان براى حركت به آن سبب بود كه پيش از آغاز اعتدال پائيزى كه فصل آشفتگى خليج فارس بود خارج شده باشند .
--> ( 290 ) - مروج الذهب ج 1 ص 149 . ( 291 ) - مروج الذهب ج 1 ص 162 .