محمد حسن سمسار

192

جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )

و هرز سردار ايران به يمن ، و درهم شكستن نيروى حبشه نمونه‌اى از اين فرمانروائى است . در اين زمان ناوگان بازرگانى ايران تا چين رفت‌وآمد مىكند . نام بسيارى از بنادر « درياى هند » از زنگبار گرفته تا مالابار و ده‌ها « بار » ديگر كه بر كرانه‌هاى اين دريا از افريقا تا هند شرقى قرار دارند نامهاى ايرانى است ، و ايرانيان اين نامها را به آنها داده‌اند . « 275 » و اين خود گواهى است بر آنچه گفتيم . ميدانيم كه تازيان از دريانوردى چون بسيارى از علوم و فنون هنرهاى ديگر بىبهره بودند ، و آن را از ايرانيان آموختند . تازيان شبيه جزيره عربستان نه تنها از دريانوردى بىاطلاع بودند ، بلكه بشدت از دريانوردى بيم داشتند . مدارك و شواهد بسيارى در اين مورد در دست است كه بذكر پاره‌اى از آنها مىپردازيم . « عمر از مردم حجاز بود و به دريا همچون عنصر خطرناكى مىنگريست « 276 » » وى با جنگهاى دريائى و حمله بسرزمينهاى آنسوى دريا بشدت مخالفت ميكرد . ترس شديد عمر از دريا را در شرح سبب ساخته شدن شهرهاى كوفه و بصره ميتوان مشاهده كرد . اين دو شهر در سال هفده هجرى بنا گرديد ، و سبب آن نيز اين بود كه سعد در مدائن ميزيست جمعى از تازيان را بعنوان نماينده نزد عمر فرستاد . عمر آنان را سخت زرد و رنجور و ناتوان ديد . سبب تغير حال آنان را پرسيد . تازيان گفتند كه اين « ضعف و زبونى بدى آب و محل اقامت ماست . عمر امر كرد كه آنها محلى سالم اختيار كنند « 277 » . » « گفته شده حذيفه بعمر نوشت كه اعراب در مدائن زار و نزار شده شكم آنها به پشت چسبيده و بازوى آنها خشگ و باريك گرديده و رنگ آنها پريده و دگرگون شده . . . . . عمر بسعد نوشت كه به من خبر بده كه چه باعث شده كه

--> ( 275 ) - دريانوردى عرب ص 181 . ( 276 ) - دريانوردى عرب ص 71 . ( 277 ) - الكامل ابن اثير ترجمه عباس خليلى چاپ علمى ج 2 ص 350 .