محمد حسن سمسار
182
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
بندر بزرگى كه بتواند در خور اين تجارت بزرگ و پرسود باشد موردنياز بود . هيچيك از بنادر پيشين نميتوانست جوابگوى اين احتياج باشد ، در حالى كه سيراف چنين موقعيتى را دارا بود . بجز جنبههاى فنى دريانوردى و ناورانى ، سبب ديگر ترقى روزافزون سيراف ، شكست كار تجارت در بصره ، بسبب آشفتگى اوضاع دستگاه خلافت عباسيان در بغداد بود . از جمله اين وقايع قيام « صاحب الزنج » است . بسال 249 ه . در زمان خلافت المعتمد ( 256 - 279 هجرى ) يكى از ايرانيان اهل رى بنام على بن محمد در بصره عليه خليفه قيام كرد . وى خود را از فرزندان على بن ابى طالب خواند . هندوشاه نخجوانى در اين باره مىنويسد : « او را على بن محمد بن احمد بن زيد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب گفتند ، و در نسب او بيشتر نسابان طعن كردهاند و بعضى اثبات كرده . او مردى عاقل و فاضل و بليغ و شاعر و فايق بود ، و در روزگار او زنگيان بسيار ببصره بودند . چنان كه هيچ سرائى از سراهاى اكابر و اواسط الناس از يكى يا دو يا سه يا زيارت خالى نبود . » وى مينويسد در شب نيمه شعبان . . . . اكابر و اعيان شهر تمامت جمع شدندى . از جمله شبى از شبها هزار خواجه حاضر بود كه هريك از ايشان هزار غلام زنگى داشت . از اينجا بايد قياس كرد كه چند بوده باشند و على بن محمد مذكور زنگيان را در بصره و نواحى آن دعوت كرد ، و همه را بدست آورد و ايشان را وعدههاى نيكو داد ، و با همه مقرر گردانيد كه در وقتى كه او گويد خواجه خود را بكشند ، و هركه چنين كند زن و مال و سرا و املاك خواجه او با تمام از آن او باشد و اين انديشه با تمام رسيد و كار او قوت گرفت و بر بصره حاكم شد و توانگر گشت « 262 » . » به همين سبب به « صاحب الزنج » مشهور گرديد . وى چون بقدرت رسيد
--> ( 262 ) - تجارب السلف هندوشاه نخجوانى ، شادروان عباس اقبال - ص 66 .