محمد حسن سمسار

171

جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )

( سفرنامه ابن بطوطه ص 190 ) مقايسه آنچه مقدسى در سده چهارم و ابن بطوطه در سده هشتم درباره چگونگى تشيع جنازه در ايران نوشته‌اند ، بقاى آداب و سنن قديمى و عدم پيشرفت آداب جديد را به خوبى روشن ميسازد . اين وضع در فارس بطور كلى ، و در سواحل خليج فارس بويژه چشم‌گيرتر ، و نفوذ دين جديد ناتوان‌تر بود . تا بدان حد كه سواحل خليج فارس همواره محل گرد آمدن مخالفين خلفا گرديد ، و نهضت‌هاى بزرگ ضد خلفا بيشتر در همين ناحيه پا ميگرفت . در نيمه دوم سده اول هجرى سواحل خليج فارس محل تمركز خوارج گرديد و نهضت « اباضيه » كه شاخه‌اى از خوارج بود گسترش بسيار يافت . در زمان عباسيان يك ايرانى بنام على بن محمد جنبش تازه‌اى بسال 249 ه . برپا كرد كه بقيام « صاحب الرنج » مشهور گرديد و دامنه آن از بصره بخوزستان كشيده شد . پس از آن نوبت به قرمطيان رسيد . نهضت قرامطه را شخصى بنام « عبد الله حمدان قرمط » كه باز از ايرانيان بود برپا كرد . قرامطه نخست در ناحيه ديلم و كرانه‌هاى خليج فارس كوشش خستگىناپذير خود را براى مبارزه با خلفا آغاز كردند ، سپس اين كوشش در بخش بزرگى از جهان اسلام گسترش يافت ، و نيك ميدانيم كه آنان چگونه توانستند پايه‌هاى حكومت خلفا و حكومت هاى تابع خلفا را در سراسر جهان اسلام لرزان سازند . كار اين نهضت به يارى ايرانيان دليرى چون منصور ديلمى سردار بزرگ آنان به جائى رسيد كه بسال 317 ه . مكه را متصرف شدند ، و حجر الاسود را همراه با غنائم بسيار به بحرين بردند . بدين‌سان سواحل خليج فارس در نخستين سده‌هاى هجرى چون مناطق كوهستانى ديلم و طبرستان تا حد زيادى از نفوذ اعراب دور ماند . در نتيجه مردم بيشتر تابع آداب و سنن قديم خويش بودند . به همين دليل مركز پيدايش نهضت‌هاى سياسى و مذهبى ضد خلفا گرديد .