محمد حسن سمسار
172
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
ديگر آنكه با روى كار آمدن ديلميان و گسترش قدرت آنان در ايران و حتى بر دربار خلفا عباسى ، فارس بويژه و تمام كرانههاى دو سوى خليج فارس بطور كلى منطقه نفوذ اصلى ديالمه بشمار ميآمد . با توجه باينكه ديلميان يكى از بهترين و جدىترين مشوقين بقا و ادامه آداب و رسوم ايرانى بودند ، پيداست كه آداب و رسوم جديد نميتوانست جاى خود را باز كند و مردم بيشتر پيرو آداب قديم ايران بودند . ابو منصور عبد القاهر بغدادى در كتاب « الفرق بين الفرق » مىنويسد : « تاريخنگاران گفتهاند كسانى كه پايه و بنياد كيش باطنيه را نهادند از مجوسزادگان بودند كه بدين پيشينيان و پدران خود گرايشى داشتند . ولى به آشكار كردن آن راز از ترس شمشير مسلمانان دليرى نميكردند . پس براى مردمان نادان و گول اساس و بنيادى گذاردند كه هركه ميپذيرفت در نهان آئين مجوس را بر كيشهاى ديگر برترى ميداد . و در قرآن و سنت پيغمبر موافق اساسى كه گذارده بودند تا ويلاتى كردند » « چون آنان نميتوانستند آشكارا به پرستش آتش بپردازند از روى فريبكارى نيرنگى زده گفتند مسلمانان را شايسته كارى است كه در مسجدها آتش افزودند و در هر مسجد آتشدانى باشد كه بر آن عود سوزند . و برمكيان از روى نيرنگ رشيد را گفتند كه در درون كعبه آتشدانى نهد و همواره عود و بوى خوش آن در آن سوزند . رشيد بدانست كه خواست ايشان از آن كار پرستش آتش در كعبه است و ميخواهند به اين بهانه آن را آتشكده سازند و اين از چيزهائى بود كه دل رشيد را برمكيان بگردانيد » . هم او افزايد كه : « پس از آن باطنيه براى اينكه دين اسلام را برداشته و آئين مجوسان را جاىگزين آن سازند از روى نيرنگ بتأويل احكام دين پرداختند و خواست