محمد حسن سمسار

167

جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )

كتاب كنز العمال علا الدين على متقى برهان پورى ( ماده موت ) و به كتاب جواهر الكلام فى شرح شرايع الاسلام 1 فصل 5 : فى احكام الاموات ، الحكم الرابع من احكام الاموات مواراته . ) » از آنچه گذشت به خوبى روشن است كه حتى در ميان فرق گوناگون مسلمان نيز در آداب مردگان تفاوتهائى بوده است . مورخين در شرح تشيع جنازه و تدفين صاحب عباد نوشته‌اند : « چون مرقد او بنمازگاه بردند ، اكابر دولت اجلال او در پيش مرقدش زمين بوس كردند مرقدش در خانه‌اى از سقف در آويختند و تخت در زير آن بنهادند و بعد از مدتى باصفهان نقل كردند « 256 » . » بديهى است كه چنين آداب و روسومى ، كه مردگانرا با تابوت بوسيله زنجير از سقف بياويزند ، و زير آن را تخت گذارند ، و بزرگان اداى احترام كنند ، و پس از مدتها به محلى ديگر انتقال دهند ، هيچيك با موازين و دستورات دفن در اسلام برابرى نميكند . بويژه اگر به ياد آوريم كه جسد صاحب را باصفهان نقل كردند نه بيكى از شهرهاى مقدس مذهبى موارد مشابه به اين وضع در ايران بسيار است . چنان كه جسد مرد اويج زيارى را كه بسال 323 ه . . در اصفهان كشته - شد برى بردند و به خاك سپردند . ميدانيم كه انتقال اجساد از محل درگذشت به شهر ديگر تنها با قيد احتياط و به شرط آنكه باماكن مقدسه منتقل گردد مجاز شمرده شده است . اين تفاوت‌ها را چگونه بايد توجيه كرد . آيا همه آنها ناشى از تفاوت آداب بين مذاهب مختلف است ؟ پاسخ منفى است بسيارى از اين آداب و روسوم داراى ريشه‌هاى كهن ايرانى است و پس از مسلمان شدن ايرانيان اين آداب با رسوم مسلمانى در آميختند . نرشخى در تاريخ بخارا مىنويسد :

--> ( 256 ) - تاريخ گزيده ص 418 حبيب سير ص 430 ج 2 روضة الصفا ج 4 ص 160 ذيل تجاب الامم ص 262 .