محمد حسن سمسار

133

جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )

در مورد آزادى عمل و نفوذ زرتشتيان در فارس ، همينقدر بس كه در سده چهارم هجرى بنا به نوشته مقدسى ، از محدوديتهائى كه براى زرتشتيان ديگر نواحى ايران وجود دارد اثرى نيست . تا جائى كه آنان بر خود « غيار » نمىبستند « 232 » . غيار پارچه زردرنگى بود كه غير مسلمانان براى مشخص شدن از مسلمانان بايستى بر لباس خود بدوزند . با چنين آزادى و قدرت و نفوذى كه زرتشتيان داشتند . دليلى در دست نيست كه بگوئيم آنان در دفن مردگان خود آئين و رسوم مذهبى خود را انجام نميدادند . بنابراين زرتشتى شمردن گورستان سيراف به كلى فكرى نادرست است . فرضيه ما قبل تاريخى بودن ، يا تعلق اين گورستان باقوام ناشناخته ساكن يا مهاجر سواحل خليج فارس ، اگرچه چندان بىپايه است كه نيازى بگفتگو ندارد . اما بايد يادآور شد كه كاوشهاى باستانشناسى در اين گورستان نشانداده است كه در گورها بجز استخوان هيچ شيئى ديگرى وجود ندارد ، و اين خود يكى از شواهد مسلم پيش از تاريخى نبودن گورستان است . بعلاوه وجود گورستانى چنين منظم و حساب شده سنگى ، خود شاهد گويائى است بر پيش از تاريخى نبودن آن . در بخش‌هاى گذشته گفتيم كه سواحل خليج فارس ، بويژه بخشى كه سيراف و شهرك‌هاى گرد آن را شامل مىشود . از نظر آب و هوا يكى از مناطق نامساعد زيستى بشمار ميآيد . اين عامل مهم همواره از پديد آمدن شهرها و شهرك‌ها در اين ناحيه جلوگيرى كرده است . نداشتن آب براى كشاورزى ، نبودن چراگاه ، گرماى شديد ، و ديگر

--> ( 232 ) - احسن التقاسيم ص 429 .