محمد حسن سمسار
134
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
مشكلات معشيت مانع اصلى سكونت در اين ناحيه بوده است ، و تا زمانيكه روش آبيارى بوسيله چاه و قنات رواج كامل نگرفت ، سكونت در اين ناحيه گسترش نيافته است . بررسىهاى باستانشناسى هرگونه ترديدى در اين مورد را از ميان برميدارد . ناحيه مورد گفتگوى ما بين سالهاى 1336 تا 1338 هجرى شمسى برابر با 2516 تا 2518 مورد مطالعه پرفسور لوئى واندنبرگ قرار گرفته ، و او بخش بزرگى از نواحى جنوبى فارس شامل فيروز آباد ، ميمند ، آسمانگرد ، قير ، مكو ، گلهدار ، علامر و دشت ، جم و طاهرى را مورد بررسى دقيق قرار داده است . وى مىنويسد : « از لحاظ ادوار پيش از تاريخ چنين نتيجه گرفتيم كه نواحى مورد تحقيق و تجسس علمى فوق ، داراى آثار كمى از آن ادوار مىباشد . حتى دشتهاى وسيع علامر و دشت ، گلهدار . خنج ، مگو از داشتن تپه محروم است . ما فقط دو تپه پيدا كرديم يكى بنام تپه شاهماخ نزديك دهكده جينگو بر سر راه مگو به خنج ، و ديگرى تپه مرسوم به تم گوت يا تل بزرگ نزديك دهكده باغان بر سر راه هفتوان به گرميش . از اين دو تپه نمونههاى سفال شبيه به سفالهاى نخستين تل باكون ( نزديك تخت جمشيد ) بدست آمد . لكن در اين نواحى آثار و تپههاى متعددى از دوره ساسانى و ابتداى عهد اسلام وجود دارد . فقدان آثار ادوار پيش از تاريخ بدون شك ناشى از آنست كه نواحى نامبرده در ادوار مزبور به احتمال قوى چندان مسكون نبوده است . در آنجا چشمهسار و قنات و نهرهاى زيرزمينى و رودخانههاى آب شيرين موجود نيست « 233 » . » با توجه باينكه در كاوشهاى چند سال اخير سيراف نيز هيچگونه اثر
--> ( 233 ) - اقليم پارس نوشته آقاى دكتر سيد محمد تقى مصطفوى ( نقل از گزارش پرفسور واندنبرگ - مجله ايرانيكا انتيكا ج 1 سال 1961 ) .