محمد حسن سمسار
6
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
خليج فارس و درياى عمان ، بلكه كرانهنشينان درياى سرخ را هم پارسىگوى مىيابيم . و اين وضع تا قرنها پس از شكست شاهنشاهى ساسانى مشاهده ميگردد . استخرى مىنويسد : « درياى پارس خليجى باشد از درياى محيط ، در حد چين و حدود واق واق ( سوماترا ) و به هندوستان رسد ، و آن را به پارس و كرمان باز خوانند ، به حكم آن كى هيچ ولايت از اين آبادانتر بر اين دريا نيست . و به روزگار گذشته پادشاهان پارس بزرگتر و قوىتر بودهاند ، و هم درين روزگار مردمان پارس بهر جائى مستولىاند ، از كرانههاى اين دريا « 4 » . » هم او در پيرامون درياى پارس مىنويسد : « اين دريا را تا وقتى كه بسرانديب ( سيلان ) « * » رسد درياى پارس خوانند « 5 » . » مقدسى مىنويسد : « صحار مركز عمان است ، و امروز بر درياى چين شهرى بزرگتر و آبادتر از آن نيست . مردم آن بازرگانند و بازارها و خانههاى زيبا دارند . صحار دروازه چين ، و خزانه شرق و عراق و ، پشتوانه يمن است و بيشتر مردم آن ايرانىاند « 6 » . » هم او مىنويسد : « زبان مردم اين اقليم ( عمان ) عربى است . مگر در صحار كه مردمش يكديگر را به فارسى صدا مىكنند بيشتر مردم عدن و جده ايرانىاند ، تنها زبانشان عربى است « 7 » . »
--> ( 4 ) - مسالك و ممالك استخرى - بكوشش ايرج افشار - ص 109 . ( * ) سرىلانكا . ( 5 ) - مسالك و ممالك استخرى - ص 34 . ( 6 ) - احسن التقاسيم . ص 92 ( چاپ ليدن ) . ( 7 ) - احسن التقاسيم ص 96 .