رشيد الدين فضل الله همدانى

23

جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى )

از اين ولايت بيرون برم ، چون عرصه از اعدا خالى گشت آنچه صلاح وقت باشد ، بر وفق اختيار پيش‌گير . خلف اين نصايح [ 7 ] مقبول داشت . از حصار ارك برخاست . به قلعهء طاق پناهيد ، و ابو الحسن و اولياء دولت در اندرون حصار رفتند و بشارت بزدند ، و فتح‌نامه‌ها به حضرت و هر طرفى روان كردند ، و خطبه و سكّه به القاب نوح بن منصور مزيّن ؛ و روى به جانب خراسان نهادند ، و حالتى كه ميان حسين بن طاهر و خلف حادث شد بعد از اين گفته شود . و حسام الدّين تاش قايم مقام او به خراسان آمد ، به منصب سرورى لشكر با جمعى از وجوه امراء و معارف دولت ، و او امور دواوين و قوانين آنجا در سلك انتظام آورد ، و رسوم جايره برانداخت ، و اطماع مستأكله از ضعفاى رعايا كوتاه گردانيد ، و در اين عهد شمس المعالى قابوس بن وشمگير و فخر الدّوله ابو الحسن على بن بويه به خراسان افتاده بودند ، از مصافى كه ميان ايشان و مؤيد الدّوله بوده . حكايت قابوس و فخر الدّوله و سبب آن حال چنان بود كه ركن الدّوله را سه پسر بودند كه اهليّت پادشاهى داشتند . عضد الدّوله ابو شجاع و مؤيّد الدّوله بويه و فخر الدّوله على ، و ممالك عراق و خوزستان و فارس و كرمان و ديگر مواضع كه در اهتمام و تدبير ديوان او بود بر سه سهم قسمت كرد ، و هريك به پسرى منسوب كرده و بر آن عقدى و وثيقه‌اى بنوشت . چون ركن الدّوله وفات يافت ، عضد الدّوله در ولايت فخر الدّوله مناقشت كرد ، و ملك بر او منغّص گردانيد ، و لشكر او را بفريفت و روى به ولايت وى نهاد ، تا به تصرّف خويش گيرد . و او به دار الملك همدان مقيم بود ، بزرگان سپاه