رشيد الدين فضل الله همدانى
21
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى )
و او را در قلعهء ارك محصور گردانيدند ، و مدّتى مديد در آن محاصرت بماندند . و وزير ابو الحسين عتبى بر تواتر مددها مىفرستاد ، و اركان و اعضاد دولت را بر كفايت آن مهمّ تحريض مىكرد ، و به هيچوجه صورت مراد از حجاب تعذّر بيرون نمىآمد ، چه قلعهاى بغايت حصين بود ، و پيرامون آن خندقى عميق كه انديشه در مجارى آن به پاياب نمىرسيد ، و وهم را در مخايض آن پاى به گل فرو مىرفت ؛ و چون نهنگ سوار و پياده را فرو مىبرد ، و خلف به فنون زرق و حيل محاصران را پريشان مىداشت ، و هر جايى كه مقام مىساختند ، سبوهاى پرمار و كژدم از فلاخن منجنيق بديشان مىانداخت . و از مأمن ايشان مكمن مىساخت ، و شبها به شبيخون بر ايشان مىتاخت . تا مدّت هفت سال بر اين حال [ در ] مقاسات آن شدايد و معانات آن مكايد گذرانيدند ، و مردان از كار بازماندند ، و اموال و مراكب و سلاحها سپرى شدند ، و آثار ضعف و امارات عجز لشكر خراسان شايع و منتشر گشت ، و از اين سبب رونق سامانيان روى در نقصان آورد ، و شماتت حسّاد و تجاسر اضداد به اظهار رسيد ، و هر لحظه وهنى تازه و هر دم خللى بىاندازه به حواشى آن ملك راه مىيافت . و هر كارى را غايتى است ، و هر ملكى را نهايتى ، و هر حالى را زوالى ، و هر دولتى را انتقالى ؛ يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ . چون ابو الحسن سيمجور فساد كار و كساد آن بازار مشاهده كرد با زمانه يار شد و عيار موافقت بگردانيد . ابناى دولت و انشاء حضرت زبان وقيعت دراز كردند ، و در تضريب و تثريب مجال فسيح يافتند ، و گفتند : آثار ايادى و عوارف و مكارم و عواطف آل سامان بر هيچ كسى از صنايع و بندگان ظاهرتر نيست كه بر پسر سيمجور كه خراسان را كه بيضهء دولت و نقاوهء حوزهء مملكت است به دو ارزانى داشت ، تا وقت نجوم محن و هجوم فتن ركن اشدّ او باشد ، و