رشيد الدين فضل الله همدانى
18
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى )
استنكاف نمودى ، و وساوس مخالفت را به قانون مسالمت تسكين دادى ، و طبيعت توسن را به مقود عقل و كفايت رام كردى . و احمد خوارزمى از جمله خواصّ حضرت نوح بن منصور سامانى بود ، و هر سال بر دست او حملى به كعبهء معظّم و مدينهء مكرّم - ابّد اللّه جلالها - فرستادى ، تا بر اشراف حرمين صرف كردى ، و به مصابّ استحقاق و مظانّ استيجاب رسانيدى . يك نوبت از خراسان بر عزم حجّ مىآمد ، به حضرت عضد الدّوله رسيد . بر قاعدهء معهود تجديدى بكرد و به خدمت بارگاه وى اقدام نمود ، و از مجارى احوال و انتظام امور آن دولت تعرّفى مىفرمود و گفت : اگر از آن حضرت خدمتى فرموده آيد و التماسى كرده ، عرض بايد داشت ، تذكرهاى كه شيخ ابو الحسين داده بود مشتمل بر ملتمسات معيّن به وى داد . در آن جمله هزار تا جامهء ششترى بود مطرّز به القاب امير سيّد نوح بن منصور ، و پانصد جامهء مطرّز به القاب سيد ابو الحسين عبيد اللّه بن احمد ، و پانصد تا معلم به اسم حاجب حسام الدّوله ابو العباس تاش . چون اين تذكره مطالعه كرد طيره و خشمناك شد و عنان تمالك و تماسك از دست او برفت ، و گفت : اگر پسر عتبى بر ملك خراسان اقتصار كردى و پاى در دامن سلامت كشيدى و اندازهء كار نگاه داشتى ، او را و صاحب او را سودمندتر آمدى . از اين تحكّمهاى نالايق كه بر ما مىكند پيش از آنكه باد نخوت به تيغ آبدار از دماغ او بيرون كنيم و به آتش سم بادپايان خاك از قعر جيحون برانگيزيم ، تا او قدر خويش بشناسد ، و بر مخاطبات حضرت ما بر چنين اقتحام جسارت و اين چنين جرأت اقدام ننمايد . ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها أَذِلَّةً وَ هُمْ صاغِرُونَ . احمد خوارزمى را از مهابت و صلابت او قوّت از اعضا برفت ، پاىكشان از